زندگی ورزشی جورج فورمن، بوکسر معروف و بازنشستهی آمریکایی به دو بخش اصلی و بزرگ تقسیم میشود؛ یکی از اواخر دههی 1960 تا اواخر دههی 1970 که به اولین بازنشستگی او منجر شد و سپس بازگشت به رینگ از اواخر دههی 1980 و شروع یک دورهی دوم در رینگ که تا سالهای 2004 و 2005 هم به شکل نصفه و نیمه ادامه یافت و وی بعد از 50 سالگیاش هم پای در رینگ گذاشت تا بگوید آمادگی بالای جسمانی هرچیزی را برای یک ورزشکار مجرب امکانپذیر میکند.
در هریک از دو دورهی زمانی فوق، رفتارها و برخوردهای بسیار متفاوتی از فورمن مشاهده میشد. وی در عصر اول خشک و عبوس و بیرحم بود و مشتهایش از فرط سنگینی حتا میتوانست آدمها را بکشد؛ اما وی رابرت دنیرووار که در سالهای دیرتر عمر هنریش نقشهای کمدی را در سینما بر نقشهای دراماتیک قبلیاش ارجح شمرد، در بازگشت به رینگ تبدیل به مردی خوشمزه و بذلهگو و حتا بمب خنده شد و تصویری دور از ذهن و تازه از خود بروز داد؛ به طوری که باور دومی با در ذهن داشتن مورد اول غیرممکن مینمود.
فورمن در مقطع نخست با صورتی جدی و مشتهایی درختافکن ابتدا قهرمان دستهی فوق سنگین المپیک 1968 مکسیکوسیتی در عرصهی بوکس آماتوری شد و سپس به جمع حرفهایها پیوست و از زیر سایهی محمد علی کلی و جو فریزر که فیگهایشان اوایل دههی 1970 را قبضه کرده بود، به در آمد و در سال 1973 در کینگستون جاماییکا در یکی از بیرحمانهترین نیکاَوتهای تاریخ و با ضرباتی فیلکش، فریزر را قلع و قمع و در چند راند به بیرون از رینگ پرت و عنوان قهرمانی دستهی سنگینوزن را تصاحب کرد. با این حال، عنواندار بودن او فقط حدود یکسال طول کشید و رویارویی او با محمدعلی کلی که عنوان جهانی را فریزر از وی ستانده بود، در سال 1974 در گوشهای از آفریقا همان فرجام خوش را نداشت و فورمن در واقعهای بزرگ تسلیم این رقیب فکورتر و باکلاستر از خود شد و عنوان جهانی را به این مشتزن بزرگ سپرد. وقتی فورمن در مسیر باز پسگیری این عنوان قرار نگرفت، در سال 1977 بعد از شکستخوردن مقابل جیمی یانگ اعلام بازنشستگی کرد و به کار وعظ در کلیساها پرداخت و بهسرعت به یک عامل معرفی و تبلیغ آیین مسیحیت تبدیل شد. به طوری که برخی فراموش کردند او چطور پیشتر در رینگ رقبایش را محو و در هم میکوبیده است.
با این حال، دوران دور از رینگ فورمن همانطور که قبلا آمد، دایم نشد و وی که متولد شهر مارشال در ایالت تگزاس آمریکاست و اینک 64 سال دارد، از 1987 به صحنه بازگشت و عجبا که ده سال مسنتر شدن نسبت به زمان کنارهگیری نخست و گذشت قریب به 20 سال از زمان ورودش به مشتزنی حرفهای نیز چندان از کاراییهای او نکاسته بود.
وی در این بازگشت صرفنظر از ریدیک بو که دوران اوجش را سپری میکرد و ایواندر هالیفیلد که حاضر به ریسک و مبارزه با او نشد، هرکس را که مقابلش قرار گرفت، شکست داد و سرانجام در نوامبر 1994 با غلبه بر مایکل مورر، دیگر بوکسر امریکایی که قهرمان جهان از منظر سازمان W.B.A بود، عنوان جهانی را کسب کرد و با 45 سال در زمان انجام این مهم به پیرترین فرد صاحب این مقام در تمام تاریخ تبدیل شد؛ لقبی که هنوز توسط بوکسر دیگری از مشت فورمن خارج نشده است.
فورمن تا سال 2003 که برای بار دوم اعلام بازنشستگی کرد، 9 مسابقهی دیگر هم انجام داد و خم به ابرو نیاورد و سرانجام نیز زمانی تن به دوری از رینگ داد که اتحادیههای مشتزنی در اکثر ایالتهای 52 گانهی امریکا تصریح کردند به سبب ریسک جراحت شدید و خطرات جانی برای بوکسرهای پیر حاضر به میزبانی مسابقات فورمن نیستند.
همین حالا هم کارنامهی فورمن مشتمل بر 76 برد و فقط پنج شکست در بوکس حرفهای از بهترینهای تمام دوران در این ورزش است و از سلطهی وسیع مردی میگوید که غول هیوود هم خوانده میشد و چون با محمدعلی کلی و سپس موج تایسون وهالیفیلد همزمان شد، قدری کمتر از توجهی که شایستهاش بود، به او ارزانی شد؛ اما در تخصص و قدرت بارزی که به رینگ میآورد، تردید وجود ندارد. وی در فهرستی که نشریهی معتبر رینگ درمورد کوبندهترین مشتزنان تمام دوران تنظیم و ارائه کرده در ردهی نهم قرار دارد و بخش تحقیقاتی فدراسیون بینالمللی بوکس هم او را هشتمین سنگینوزن برتر تاریخ نامیده است.
مشغولیتهای جانبی فورمن به سالهای اخیر نیز استمرار یافته است؛ بهطوری که امتیاز ساخت یک روغن خوراکپزی تولید شده توسط وی پس از به فروش رسیدن صد میلیون شیشه در سطح جهان از سوی فورمن به قیمت 140 میلیون دالر به یکی از متقاضیان آن فروخته شد. این در حالی است که فورمن چه به عنوان مشاور مذهبی و ناطق اجتماعی و چه مجری برنامههای سرگرم کنندهی تلویزیونی مطرح و همچنان مقابل چشمها در آمریکا و اروپاست و آن هم با سری تراشیده و بدون یک تار مو که مشخصهی ثابت او از زمان بازگشت به رینگ در 26 سال پیش به اینسو بوده است.

I read this paragraph fully on the topic of the comparison of most up-to-date and
preceding technologies, it’s amazing article.