شب تاریک و بیم موج (۴۶)؛ پسران پاکیزه و دختران دوشیزه

در دو سال گذشته، طالبان کدام گروه‌ها را بیشتر سرکوب و شکنجه کرده‌اند؟

هاملت

این روزها دو سال از سقوط کابل بدست طالبان می‌گذرد. در این دو سال اکثر مردم، اعم از پیر و جوان و زن و مرد از طالبان متأثر شده‌اند. هرکس به قدر وسعت فکر و اندیشه و تخیل و تلاشی که داشت، از طالبان ضرر دیدند. طالبان با هر گروهی که امید می‌رفت آينده‌ی افغانستان را بسازند سر ستیز گرفتند. از این میان اما، طبق شواهدی که در دست است، در این دو سال طالبان با دو گروه بیشتر از دیگران خشونت و بدرفتاری کرده‌اند. در این نوشته به این می‌پردازیم که این دو گروه چه‌کسانی هستند و طالبان با آنان چه کرده‌اند؟

ده روز پیش از امروز، در یکی از روزهای گرم تابستانی کمال و فرنگیس (نام‌های مستعار) به یکی از رستورانت‌های غرب کابل می‌روند. پس از نیم‌ساعتی که یک چای و قهوه‌ای می‌خورند از رستورانت بیرون می‌شوند. دهن دروازه‌ی رستورانت، بازاریاب رستورانت نشسته بوده و مردم را صدا می‌کرده که بیایید نان و کباب آماده است. وقتی که این دو جلو بازاریاب می‌رسند بازاریاب با یک دست‌پاچگی تمام آنان را به خوش‌شانسی منتسب می‌کند. می‌گوید خیلی شانس آورده‌اند. پسر و دختر که از قصه بی‌خبر بوده می‌پرسد که چه شده است. بازاریاب می‌گوید: «همین ‌حالا سفیدپوشان امارت از جلو در رستورانت گذشتند، شانس آوردید که بالا نیامد وگرنه بدبخت ‌تان می‌کرد.» بازاریاب به آن دو می‌گوید که دیروز سفیدپوشان طالب دختر و پسری را از همین رستورانت خودشان بیرون کردند و پسر را بسیار سیلی زدند. او گفته است که البته خیلی وقت‌ها به سیلی قناعت نمی‌کنند. «دختر را با خود می‌برند و پسر را تهدید می‌کنند».

یک ماه پیش‌تر از آن روز که فرنگیس با کمال در رستورانت رفته بود، فرنگیس را طالبان در دشت برچی ایستاد کرده بودند. تا آن زمان این دومین بار بود که طالبان او را ایستاد کرده بودند. همان تهدیدها و مزاحمت‌ها و اندرزهای تکراری. این‌بار هم به او گفته بودند که چرا پطلون پوشیده، چرا لباس دراز نپوشیده و چرا بند پای و ران‌هایش دیده می‌شوند. فرنگیس اول که می‌‌گوید خیر است و بار آخر است و دیگر تکرار نمی‌شود و او را بگذارند که برود، اما وقتی که می‌بیند طالبان او را قرار است با خود شان ببرند مجبور می‌شود به کاکایش که با طالبان کار می‌کند زنگ بزند. بالاخره با پادرمیانی کاکایش طالبان با این تعهد که آخرین‌بارش باشد، او را رها می‌کنند.

چند ماه پیش یکی از دختران کارمند در وزارت زنان می‌گفت که طالبان آنان را نمی‌گذارند در اداره کار کنند. فقط به امیدی این‌که معاشی بدهند، هر هفته یک‌بار دهن دروازه‌ی وزارت می‌روند و امضا می‌کنند و پس برمی‌گردند. او می‌گفت طالبان فقط به دخترانی که حجاب می‌پوشند اجازه‌ی امضای حاضری می‌دهند. هرکس که طبق میل آنان حجاب نکرده باشند حاضری را از دست آنان می‌گیرند و نمی‌گذارند که امضا کنند.

در حال حاضر بسیاری از آموزشگاه‌های زبان انگلیسی در کابل مجبور شده‌اند که یا فقط پسران را درس بدهند یا فقط دختران را. هردو گروه پسر و دختر را، به‌دلیل این‌که طالبان هر روز قیوداتی از نو وضع می‌کنند، نمی‌توانند درس بدهند. مثلا در غرب کابل دانشگاه کاتب که آموزشگاه انگلیسی پرطرف‌داری داشت، از چند ماه بدین‌سو فقط پسران را درس می‌دهند. بعضی از آموزشگاه‌ها هم فقط دختران را درس می‌دهند.

در این میان، آموزشگاه‌هایی که دختران و پسران را همزمان درس می‌دهند هم مجبور شده‌اند که صنف‌ها را پرده بگیرند و راه‌های داخل‌شدن و بیرون‌شدن دختران و پسران را جدا کنند.

در غرب کابل یکی از آموزشگاه‌های انگلیسی که همزمان دانش‌آموز پسر و دختر دارد، آموزشگاه «تسول» است. تسول در طبقه‌ی سوم یکی از آپارتمان‌های غرب کابل است. این آموزشگاه ضمن این‌که صنف‌هایش را پرده گرفته است، در راهروهای هر سه طبقه مسئول تعیین کرده که نگذارند دختران و پسران از یک راهرو بالا و پایین بروند. مسئولان در راه دانش‌آموزان می‌ایستند و اول یک گروه، مثلا دختران را و بعدا هم پسران را اجازه می‌دهند که بیرون شوند. اوقاتی هم که دانش‌آموزان همزمان رفت‌وآمد دارند گاردها در پله‌ها ایستاده‌اند و راهنمایی می‌کنند که دختران از یک پله و پسران از پله‌ی دیگر بروند.

از این نمونه‌ها بسیاراست. تا صدها مورد می‌‌رسد که طالبان دختر جوانی را به‌خاطر لباس تهدید کرده، پسر جوانی را به‌خاطر گشت‌وگذار با دختری تنبیه کرده، آموزشگاه‌ها را بسته‌اند یا هم صنف‌ها را مجبور کرده‌اند که پرده بکشند تا دختران و پسران همدیگر را نبینند.

این ممنوعیت‌ها ممکن است شامل هر گروه دیگری نیز شوند، اما عمدتا این سرکوب و ممنوعیت‌ها بر جوانان وضع شده‌اند. در این ممنوعیت‌ها و قیودات طالبان بیش از هر گروه دیگری، بر جوانان یا به تعبیر سعدی، بر پسران پاکیزه و دختران دوشیزه متمرکز اند.

«پسران پاکیزه و دختران دوشیزه» عبارتی از «گلستان» سعدی است. سعدی در باب هفتم «گلستان» حکایتی را نقل می‌کند که در دیار مغرب آموزگاری را دیده «ترشروی تلخ‌گفتار، بدخوی مردم‌آزار، گداطبع ناپرهیزگار که عیش مسلمانان به دیدن او تبه گشتی و خواندن قرآنش دل مردم سیه کردی. جمعی پسران پاکیزه و دختران دوشیزه بدست جفای او گرفتار، نه زَهره‌ی خنده و نه یارای گفتار. گه عارض سیمین یکی را تپنجه زدی و گه ساق بلورین دیگری شکنجه کردی».

در طول این دو سال، تا آن‌جا که به‌مناسبت طالبان و جوانان برمی‌گردد، طالبان با جوانان همان مردان ترشروی تلخ‌گفتار، بدخوی مردم‌آزار، گداطبعِ ناپرهیزگار اند که عیش مسلمانان به دیدن آنان تباه گشته و خواندن قرآن‌شان دل مردم را سیاه کرده است. سرنوشت پسران پاکیزه و دختران دوشیزه بدست آنان افتاده، نه توان خنده به کارهای مسخره‌ی آنان را دارند و نه جرأت نقد رویاروی کارهای آنان را. فقط می‌بینند که جنگ موی و ابرو راه انداخته و گه عارض سیمین یکی را تپنجه می‌زنند و گه ساق بلورین دیگری را شکنجه می‌کنند.

در این دو سال بر جوانان همین وضعیت حاکم بوده است. به هر دلیلی که برگردد و هر عاملی که داشته باشد واقعیت اما این است که طالبان در این دو سال بیش از هر گروه دیگری دختران و پسران جوان را سرکوب کرده‌اند. طبق شواهد موجود، قتل و بازداشت طالبان هم بیش از هر گروه دیگری شامل جوانان، به‌ویژه پسران پاکیزه و دختران دوشیزه بوده است. نظامیانی را که کشتند، دختران معترضی را که بازداشت کردند، در کوچه و بازار به گروهی که گیر دادند عمدتا شامل همین گروهی از جوانان می‌شدند. دیده شود که اگر طالبان ماندنی شدند پس از دو سال دیگر کدام گروه‌ها را هدف می‌گیرند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه