میگویند وقتی داوود خان کودتا کرد، محمود خان اچکزی در پاکستان سخت گریست و گفت: «د پختنو کلی وران شو». کلی، قریه یا روستا معنا میدهد؛ اما اگر این جمله او را به فارسی برگردان کنیم، «خانه/سرزمین پشتونها ویران شد» معنا میشود. اگر پشتونهای این سوی دیورند بر کبکبه و تاج و تخت سوار بودند؛ اما در آن سوی مرز «روزگار خوش» نداشتند. لذاست که افغانستان «خانهی امن» پشتونهای هردو سوی مرز بود و اکنون نیز چنین است. در شهر جلالآباد، در یک برنامهی شعرخوانی شرکت کردم. تقریبا اکثر شاعران در مورد پشتون و پشتونستان و یکجای کردن کابل و پشاور شعر میگفتند. برای من بسیار جالب بود که در آنجا کسی از «افغانیت» و «اسلامیت» سخن نمیگفت. مدینهی فاضلهی هر پشتون تحصیلکرده، «پشتونستان» است. به نظر من، دیورند با تقسیم کردن پشتونها در دو سوی خط، بزرگترین ظلم را در حق پشتونها و بقیه اقوام خراسانی کرد. بر پشتونها ظلم شد؛ چون یک ملت را دو پارچه کرد. بر بقیه اقوام این کشور ظلم شد؛ چون اکثریت یک پارچه و مستبد را بر سرنوشتشان حاکم کرد. اکنون با گذشت بیش از یک قرن، نتوانستیم مشکل دیورند را حل کنیم، بعد از این هرگز!
پ.ن: سخنرانی کوتاه به مناسبت بیمضمونی بود.
