شهریار فرهمند
با سفر محمد محقق، معاون ریاست اجرایی به ایران و گفتوگو با مقامهای این کشور، دولت ایران وعده داده که اقامات 450 هزار نفر از افغانهای مشمول طرح ساماندهی در ایران شش ماه دیگر تمدید میشود. بر اساس این طرح، باید اطلاعات و مشخصات اتباع افغانی غیرقانونی در ایران ثبت شود و آنها باید مجوز اقامتی لازم، شامل کارت پناهندگی یا ویزا را داشته باشند.
مهاجران افغانستان در ایران، سیزده سال پیش به عنوان اولویت نخست حکومت افغانستان تعیین شد؛ اما هنوز هم وضعیت نابهسامان صدها هزار مهاجر غیرقانونی در ایران بهسامان نشده است. آنچه را امروز از این اولویت نخست ده سال پیش حکومت شاهدش هستیم، صدها هزار مهاجر بیسرنوشت افغانی در ایران و تداوم روند مهاجرت غیرقانونی به ایران است. دولت افغانستان هیچ کاری در این خصوص انجام داده نتوانست و وضعیت و سرنوشت صدها هزار مهاجر بیپناه و مظلوم افغانی در ایران روشن نشد.
مقامهای دولت افغانستان بارها برای حل مشکلات مهاجرین به ایران رفتهاند؛ اما تمام این دیدارها جنبهی تشریفاتی داشته و بهانهای برای تجدید دیدارها و گفتوگوهای دیپلماتیک بودهاند. دیدارها و گفتوگوهای متعدد مقامهای هردو کشور، تا حال هیچ تغییری در وضعیت مهاجرین ایجاد نکردهاند. همهساله این دیدارها به ضیافتها، دیدارهای سیاسی و بیانیههای تشریفاتی ختم میشوند و هیچگاه الزام حیاتی را برای بهبود وضعیت مهاجرین ایجاد نکردهاند.
در ده سال گذشته عودت مهاجرین به کشور از برنامههای اصلی و اولویت دست اول جامعهی جهانی و دولت افغانستان بوده و برای این امر از شیوههای مختلف کار گرفته شده است؛ از تشویق و ترغیب گرفته تا مشوقهای اقتصادی برای بازگشت و تا تمهیدات قانونی در هماهنگی با کشورهای میزبان برای تحت فشار قرار دادن بیشتر مهاجرین. همه و همه میکانیسمهایی بودهاند که مهاجران افغانی در کشورهای ایران و پاکستان دوباره به کشور برگردند؛ اما هیچ یک از این طرحها جز بار اضافی بر دوش مهاجران و سرگردانی آنها، چیز دیگری بهبار نیاورده و سرنوشت تیرهی آنها را روشن نکردهاند.
مجموع این طرحها یا سرگردانی و فقر را برای مهاجران به ارمغان آورده یا هم شرایط سختتر زندگی در مهاجرت را. آنانی که با سرخ و سبز نشان دادن دولت افغانستان و مشوقهای اندک اقتصادی کمیشنری عالی سازمان ملل متحد با سراب زندگی آرام در ملک آبایی خویش به کشور برگشتند، سرگردان شدند و کاروبار و درس و مکتب خود را از دست دادند و آنانی که در همانجا ماندند، شرایط سخت زندگی را نصیب شدند.
هر باری که دولت افغانستان بحث بازگشت مهاجرین را در ایران روی دست گرفت، شرایط سختتر تنها ارمغانی بود که به مهاجران رسید. به نظر میرسد که زندگی در افغانستان برای مهاجران دشوارتر و زمینههای بازگشت نامهیاتر از این مینماید که مهاجرین افغانی ریسک عودت به کشور را متقبل شوند؛ آنها ناگزیر به تمامی سختیها و دشواریهای زندگی در مهاجرت تن میدهند تا در کشوری ناامن، جهنم بیکاری و جغرافیای فقر پا نهند.
دولت افغانستان و جامعهی جهانی برای حل مشکل مهاجران دچار سوء تفاهم شدهاند. آنان علیرغم درک ناممکن بودن بازگشت مهاجران به کشور، همواره بر بازگشت آنها تأکید نموده و تمام انرژی خود را نیز در همین راستا به مصرف رسانده؛ در حالی که میبایست برای حل مشکل مهاجرت، به سامانمندی آنها توجه میشد. باید به وضعیت آنها در مهاجرت سامان داده میشد و از طریق دیپلماسی یا هر شیوهی دیگر، دشواریهای زیستن در مهاجرت برای مهاجران سهلتر میشد و سختگیریها و محدودیتهای ناشی از قوانین و سیاستهای کشورهای میزبان بر مهاجران رفع یا حداقل کمتر میگردید. متأسفانه هیچگاه به این امور توجه نشد و هیچکسی دلسوزانه دست مهاجران بیپناه افغانی را نگرفت.
