خودبزرگبینی و خودکوچکانگاری هردو نوعی بیماری روانی است. تصورات مالیخولیایی آدمهای خودبزرگبین آنها را از واقعیتها دور میکند، پیرامون خود را نمیبینند. این نابینایی و توهم آنها را در گوشهی تنهایی مطلق پرتاپ میکند. چنین آدمهایی به نزیکترینهای خود هم اعتماد ندارند و وقتی به جایگاهی میرسند، اولین نشانهیشان این است که در طرز گفتار خود متکلم وحده میشوند. همیشه «من» میگویند و این «من» را مرکز همهچیز میپندارند و آن را لایق انجام هر کاری میدانند.
خودکوچکانگار از درک جایگاه و موقف خود ناتوان است. همیشه خود را محتاج نوازش دیگران احساس میکند. پردهی خجالت آدم خودکوچکانگار بسیار ضخیم است هر جامهای که به او بدوزی، آن را نابهاندام به خود میبیند.
