آیا افغانستان یکی از ایالت‌های جدید چین می‌شود؟

اطلاعات روز

منبع: ایستگاه خبری اوراسیا

رسانه‌های روسی خروج نیروهای امریکا و ناتو از افغانستان را با نشر مطالب گوناگون استقبال می‌کنند. نتیجه‌گیری آن‌ها اغلب ناامید کننده‌اند: با توجه به بهای سنگین جنگ در افغانستان، ائتلاف تحت رهبری ایالات متحده‌ی امریکا نتوانست برای درهم شکستن دیوار مقاومت طالبان موفقیت به‌دست آورد و اکنون با پایان سال جاری و انجام قریب‌الوقوع خروج نیروهای آیساف، برای طالبان نیز انگیزه‌ی بازکشت به قدرت، قوی‌تر شده است. شاید هم به این مشکل از زاویه‌های دیگری بتوان نگاه کرد؟

سرگی ستروکان در مطلبی زیر عنوان «پرچم ائتلاف در افغانستان به اهتزاز در‌می‌آید»[1] که در روزنامه‌ی «کومرسانت»[2] در 28 اکتبر در شماره‌ی امسال نشر شد، با بدبینی و اندوه خاطر‌نشان ساخت که نه امریکا و نه ناتو شکست نخورده‌اند، بلکه این روسیه است که شکست خورده است. و این‌گونه، آیا این موضوع نمی تواند یک تبلیغ کلیشه ای باشد که گویا واشنگتن با اهداف نجیبانه‌ای که عبارت از مبارزه با افراط‌گرایان باشد، وارد افغانستان شد؟ لازم نیست عینک کسانی را پاک کرد که هر سنت یا یو ان (واحد پولی چین) خرج شده‌اش را می‌شمارد.

سیزده سال اقامت یک‌صد و چهل هزار نظامی امریکا و ناتو و فعالیت نظامی آن‌ها در هشت صد پایگاه نظامی آیساف در مناطق مختلف افغانستان، تنها ضرر و زیان جانی و مالی را برای مردم افغانستان به همراه نداشت، بلکه دستگیری اسامه بن لادن رهبر «القاعده» یکی از اولویت‌ها بود.

تفاوت اساسی اشغال ده ساله‌ی افغانستان توسط شوروی با اشغال سیزده ساله‌ی افغانستان از سوی امریکا و غرب، در چیست؟ اولاً؛ ایالات متحده امریکا مسئولیت این حرکت نظامی را با اتحادیه اروپا شریک کرد و حتا گرجستان کوچک نیز مشمول این برنامه بود. ثانیاً؛ کشورهای غربی تلاش کردند راه خود را در افغانستان باز کنند. اتحاد جماهیر شوروی در افغانستان مکاتب و شفاخانه‌ها ساختند، تلاش کردند تا مردم افغانستان را آموزش دهند در حالی که تمام تلاش‌های کشورهای غربی در این مدت، این بود که تلاش کردند می‌توانند چه چیزی از این خاک به‌دست بیاورند.

سوم؛ چین حمله شوروی به افغانستان را محکوم کرد و به محدود کردن فروش جنگ افزار و اسلحه به شورشیان افغان، تأکید نمود. و از همین جا، این کشور به نفوذ و توسعه نیروهای خود در افغانستان به هدف اکتشاف مواد معدنی، شروع کرد. و در مسیر این راه، چندان ناموفق هم نبود. این چینی‌ها، حق استخراج مس عینک را که ارزش آن در حدود سه تریلیون دالر تخمین زده می‌شود، به خود اختصاص دادند. علاوتاً، در ادامه آن‌ها نفت شمال افغانستان را نیز پیدا کردند. هیچ چیزی در مورد یورانیم و دلائل استراتیژیک منابع گفته نمی شود اما فقط همین ساده است که فرض کنیم، به اندازه کافی وجود دارد.

بنابراین، در 26 اکتبر دو تا از بزرگترین پایگاه‌های نظامی آیساف- کمپ لیترنیک و باستیون- مستقر در ولایت ناآرام هلمند، به مقامات افغانستان تحویل داده شد. جنرال جان کمپبل فرمانده کل نیروهای نظامی امریکا در افغانستان، خلاصه نتائج عملیات را در این منطقه جنگی چنین توصیف می‌کند: «ولایت هلمند محل بخصوص و خطرناک بود. امروز در افغانستان همه چیز خیلی متفاوت تر از قبل است و با گذشت هر سال، وضعیت به سوی بهبودی پیش می‌رود.» در حدود 40 هزار از سربازان امریکایی و انگلیسی مصروف عملیات از طریق همین دو پایگاه نظامی بودند.

با این حال، این عملیات به معنای عملکرد کل نیروهای ناتو در افغانستان نیست. بر اساس توافقات، پس از 31 دسامبر سال جاری، در حدود 30 پایگاه نظامی خارجی با مجموع 12500 سرباز، در کشور افغانستان باقی می‌مانند. از این تعداد، 9800 سرباز، متعلق به نیروهای نظامی ایالات متحده امریکا است. بدیهی است که واشنگتن فکر می‌کند، همین مجموعه از نیروهای آن‌ها برای تأمین منافع امریکا در افغانستان، مطلقاً کافی است.

دیمیتری پولیکانوف[3] معاون رئیس جمهور روسیه در روزنامه «کومرسانت» طوفان‌های آینده افغانستان را پیش بینی می‌کند که «افغانستان تا حال تحت حمایت است؛ اما آینده اش زیر سوال قرار دارد. به ویژه هنگامی که طالبان افراطی «داستان موفقیت» شان را در صفحات نزدیک و حمایت با «دولت اسلامی» در سوریه و عراق، به بازخوانی بگیرند.»

دید و برداشت آقای پولیکانوف، البته که واهی و پوچ است زیرا؛ این گروه که اسم «دولت اسلامی» را روی خود گذاشته اند، در واقع، همان دسته‌هایی اند که تحت ضربات و فشار نیروهای بشار اسد، از سوریه بیرون انداخته شدند و اکنون آن‌ها حملات بی رحمانه ای را روی مناطق کرد نشین عراق به بهانه ای دخالت امریکا، انجام می‌دهند. بنابراین، همه‌ی اینها، «داستان موفقیت» نامیده می‌شود.  شکست دولت اسلامی آنگونه که گوش روسیه می‌شنود، اگر هم واقعیت داشته باشد، دستکم مقطعی است.

پس از طی روند توسعه اقتصادی صلح آمیز در افغانستان، چین و کشورهای غربی قدرت شان را دوبرابر ادامه خواهند داد. در همین جاست که این سوال طرح می‌شود: آیا افغانستان بطور نوبتی یکی از ایالت‌های چین می‌شود؟

______________

  • متن کامل این عنوان، به‌صورت پیوست بر نوشته‌ی حاضر، آورده خواهد شد.
  • Коммерсант
  • Дмитрий Поликанов

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه