نویسنده: الکساندر خرامچیخین، معاون انستیتوت تحلیل سیاسی و نظامی روسیه (ИПВА)
منبع: نشریهی Русская планета (http://rusplt.ru)
بخش دوم
با این حال، ایالات متحدهی امریکا برای اینکه بتواند بهصورت سریع مناطق شمال افغانستان را به کمک ائتلاف شمال تحت کنترول خود درآورد، بخشی از نیروهای ویژهی خود را در خاک ازبکستان- در کارشی [1]- مستقر کرد. از همین نقطه، کماندوهای امریکایی در سراسر مناطق افغانستان عملیات را شروع کردند.
در ابتدا، گروه طالبان با موفقیت، مقاومت ائتلاف شمال را درهم شکستند و به ضرب و شتم و ایجاد رعب و وحشت در مزار شریف پرداختند. همزمان، فشار حملات هوایی امریکا شدت یافت و تا پایان ماه اکتبر همان سال، تعداد موشکهای توماهاوک به 200 عدد رسید (80 کشتی حامل 120، В-52). در هشتم نوامبر، ائتلاف شمال به حملات تهاجمی بر مواضع طالبان شروع کرد. روز بعد، طالبان در مزار شریف سقوط کرد و در 12 نوامبر کابل و هرات پس گرفته شدند. در 16 نوامبر، چتربازان امریکایی و انگلیسی در بزرگترین پایگاه هوایی افغانستان در شمال کابل- در بگرام- مستقر شدند. تقریباً بلافاصله پس از آن، در کارشی ازبکستان تمام هواپیماهای جنگی مورد نیاز که در جنگ علیه دولت طالبان در نظر گرفته شده بودند، از اروپا وارد شدند: 48 هواپیما از بریتانیا (جنگندههای بمبافگن F-15Е) و 52 هواپیمای نظامی از آلمان (А-10).
در اواخر نوامبر، تعدادی از طالبان به جرم سرکوب و کشتن صدها نفر در مزار شریف، به زندان افکنده شدند. اما تغییر اوضاع، حتمی بود. تفنگداران دریایی ایالات متحدهی امریکا (البته از طریق هوا) در نزدیکی قندهار که مرکز بزرگ و اصلی طالبان به شمار میرفت، حمله را آغاز کردند. با این حال، تصفیهی این ولایت، زیاد به طول نینجامید و این شهر تنها در هفتم دسامبر از وجود طالبان پاکسازی شد.
در دوازدهم دسامبر، هواپیمای بمبافگن که حامل بمبهای В-1В بود، در بازگشت به پایگاه خود از طریق در خروجی دیگوگارسیا، در اقیانوس هند سقوط کرد. با این حال، این فقط بخشی از دشواریهای این عملیات بزرگ بود. تا پایان آن سال، ایالات متحدهی امریکا و متحدان آن، کنترول کامل افغانستان را بهدست گرفتند و تعداد سربازان امریکایی در این کشور، به چهار هزار نفر رسید. در این مدت از عملیات- بر طبق گزارشهای موجود- 12 نفر از سربازان خارجی تلف شدند. اولین مقام بلندپایهی نظامی امریکا- گروهبان- در چهارم جنوری 2002 کشته شد. همین طور، اولین مقام رسمی نظامی یکی از متحدان ایالات متحده (در جمع سربازان استرالیایی) در هفدهم فبروری 2002 کشته شد. اما تلفاتی را که همکاران افغانستان ایالات متحده در این مدت متقبل شدند، ظاهراً به حساب نمیآمدند.
در ماه مارچ سال 2002 نیروهای نظامی امریکا و افغانستان عملیات موسوم به «اناکوندا» علیه طالبان در درهی شاهکوت را شروع کردند. در جریان عملیات 15 تن از سربازان و دو چرخبال نوع «چینوک» МН-47 را از دست دادند. بر اساس گزارشها، در جریان این عملیات هزار تن از طالبان کشته شدند، گرچه اجساد بیش از 100 آنها بهدست آمدند. در این مقطع، هواپیماها و چتربازان امریکایی در طول دو هفته 1600 نوع مهمات هدایت شونده را مورد استفاده قرار دادند (رقمی بیشتر از آنچه فرانسه در سال 2001 ظرف نیم سال در عملیات لیبی بهکار برد). تا پایان ماه آپریل 2002، یعنی شش ماه بعد از آغاز جنگ، امریکاییها 22 هزار موشک و بمب را در پایگاهها و مخفیگاههای طالبان ریختند.
پس از این جنگ، امریکا در نهایت در مرحلهی ضدشورش قرار گرفت که این تجربه از دوران جنگ شوروی و افغانستان به این زمان منتقل شد. البته مقایسهی این امر بهطور همزمان، به دلایلی چند، نادرست است.
در این ارتباط، میتوان گفت که دلیل اساسی، عبارت از این است که در سالهای 1980، نیروهای ضداتحاد شوروی در افغانستان کمکهای خوبی (نیروی انسانی، پول و اسلحه) از سوی کشورهای ایالات متحدهی امریکا، بریتانیا، عربستان سعودی، پاکستان و چین دریافت کردند. اما در سال 2001 پس از آنکه طالبان مورد حمله قرار گرفتند، هیچکسی نبود که آنها را کمک کند. بر همین اساس، مقایسهی مخالفان، اشتباه است. در اینجا، طالبان دشمن ضعیفتر بود. تسلیحات آنها در این زمان حتا بدتر از زمانی بودند که دشمنان در دههی 80 در مقابل اتحاد جماهیر شوروی در اختیار داشتند و زبان یاری نمیکند که شناسایی و مقابله با هواپیماهای بدون سرنشین یا مهمات هدایت شوندهی دقیق که اکنون دستههایی از نیروهای امریکایی و ناتو در اختیار داشتند، چیزی نبود که طالبانِ اکنون دشمن امریکا، از عهدهی آن برآیند.
____________
- Карши
