آرایش دودمانی-تباری
نویسنده: الکساندر کنیازوف
منبع: صفحهی انترنیتی информационно аналитический портал
بخش آخر
تقابل و اختلاف در قدم نخست از اینجا پیش میآید که مشاور امنیت ملی از سوی رییس جمهور و اعضای هیأت مدیرهی آن از سوی عبدالله عبدالله انتخاب میشود. مشاور رییس جمهور در سیاست خارجی رنگین دادفر اسپنتا، وزیر امور خارجهی سابق خواهد بود که رابطهاش عبدالله عبدالله خیلی عادی نیست و هنوز هم تأثیر خود را روی وزارت امور خارجه دارد.
به عبارت دیگر، ایجاد سیستم سیاسی ساختار کلاسیک و بومی دارد و کاملاً مشروع نیست و قدرت هم دوگانه است. این روند یک تقابل و تخاصم را میان دو طرف از رهبران دولت وحدت ملی بهوجود میآورد و میان نیروهای اشرف غنی و عبدالله عبدالله یک خطر سرخ، ترسیم خواهد کرد. همانند بسیاری از قدرتهای دو قطبی، [در افغانستان] این وضعیت باعث یک سری مسایلی میشود، بهخصوص با توجه به کثرت احزاب و نیروهای سیاسی و از جمله طالبان که این مسئله باعث میشود تا مصالحهی سیاسی به بنبست بربخورد.
از زمان سقوط جنبش طالبان زمان زیادی گذشته است. از سال 2000 به اینسو، جنبش «طالبان» به چند گروه منطقه تجزیه شدند؛ اما آنها مراکز قدرت و فعالیت خود را در مناطق مختلف افغانستان، تعیین کرده بودند. قندهار تحت امر و قوماندهی ملا محمد عمر، مشهور به «امیرالمؤمنین» قرار داشت، در کابل ملا محمد ربانی، در هرات ملا حسن و در قندوز بشر بغلانی عملیات را رهبری میکردند و آنها برای گسترش نفوذ و احیای مجدد قدرت و کنترول خود، هرازگاهی با رویارویی مسلحانه پرداختند و وضعیتی را پیش آوردند که برای مقامهای محلی پشتونهای ننگرهار، لغمان، کنر و… تحمیلی بود و در اثر این فعالیتها، بخشی از قلمرو تحت حاکمیت حکومت مرکزی کابل، بهصورت تصادفی از کنترول خارج شد.
در زمان حاضر، «طالبان» به راه جمعی خاص برای سایر گروههای ضددولتی دولت افغانستان نیز تبدیل شده است و از این طریق توانستهاند توجه رسانهها و افکار عمومی را به خود جلب کنند. میتوان دستههای متعدد از تشکیلات مخالفان دولت را از هم تفکیک کرد و در قدم نخست اینکه آنها فعالیتهای تخریبکارانهی خود را با انگیزههای مختلف روی بخشهای داخلی و خارجی متمرکز کردهاند که در این بخش، منابع مالی نیز قابل بحث است. لازم به ذکر است که گروههای عمدتاً پشتون که در اصل ترکیبی از قبایل مختلف افغانستان اند، در همراهی با برخی از سازمانهای خارجی و بینالمللی پشت پرده در تأمین منابع مالی [گروه طالبان] دست دارند. همینطور ترکیبی از گروههای جنگجوی پشتون با خصلت درونی، خارج از مرزهای افغانستان و معمولاً از طریق محافل دینی/ مذهبی، نظامی از سوی سازمان جاسوسی پاکستان، عربستان سعودی و قطر، حمایت میشوند. گروههایی که بهصورت غیرمستقیم زیر نظر آیاسآی (ISI) کار میکنند، وظایفی را به سود دستگاههای استخباراتی چین نیز انجام میدهند و آنها را در بازارهای کابل بهصورت آشکار «طالبان چینی» مینامند.
همچنین گروههایی اند که از سر میل و خصلت درونی که در زمینهی فعالیتهای خود دارای یک موقف اجتماعی هم هستند، عموماً از طریق تولید مواد مخدر منابع مالیشان را تأمین میکنند و همینطور این طبقهبندی را میتوان ادامه داد. انگیزهی زیادهخواهی و رقابت میان برخی مقامات- از جمله در معیارهای قبیلهای- فهم درست این واقعیتها را دشوار میکند. ادعا میشود که شورای کویته (кветтинской шуре) به عنوان مرکز هماهنگی و وحدت طالبان از پشتونهای درانی، در مقابل کابل به اندازهی کافی قدرتمند هست.
کمظرفیتی دولت گذشته (دولت حامد کرزی، رییس جمهور اسبق افغانستان) به ادامهی روند مذکور، فرصت بیشتر داد و همین دولت نتوانست مذاکره با جناحهای طالبان را به شکل درست پیش ببرد. تنها میتوان فرض کرد که در حال حاضر دولت کثیرالملیتی فعلی نیز در این راستا قادر به عملکرد فعال و مؤثر نیست. از جمله اینکه به نظر، ثباتمندسازی اوضاع افغانستان و جوانب منطقهای آن، برای دولت فعلی بهسادگی مقدور نیست. قاطعانه میتوان گفت که با توجه به وضعیت غیرقابل کنترول ناشی از حضور و نفوذ گروههای تروریستی بینالمللی در خاک افغانستان، اما کابل با مدیریت سرویسهای امنیتی ایالات متحدهی امریکا، انگلستان، پاکستان، عربستان سعودی، قطر و ترکیه، بهسختی حفظ خواهد شد. از نقطه نظر امنیتی وضعیت در کشورهای همسایه اساساً تغییری نخواهد کرد و تصمیم برای فعالسازی گروههای نامبرده با چشمداشت کشورهای آسیای مرکزی، ایران، روسیه و چین، هیچ تأثیری به حال مقامها در کابل ندارد و در آینده نیز تأثیری نخواهد داشت.
