خانه داستان بلخ بهعنوان اکسیر فرهنگی در جامعهی ادبی بلخ و داستاننویسی کشور، بیش از یکدهه میشود که سلسله نشستهای نقد و خوانش داستان را در مزار شریف، مرکز بلخ برگزار میکند. این خانه سه صدومین نشست نقد داستان خود را دیروز (پنجشنبه، ۲۶ عقرب) همزمان با روز دانشجو برگزار کرد. این نشست که بهمناسبت سه صدومین نشست از سلسله نشستهای نقد این خانه برگزار شده بود، بهطور ویژهبرنامه دایر گردید و در حاشیهی آن از روز دانشجو نیز تجلیل به عمل آمد.
طی دودههی گذشته نهادهای ادبی و فرهنگی متعددی در سطح کشور، بهویژه بلخ ایجاد شدهاند که بعضیهایشان فعالیتهایی چشمگیری هم داشتهاند اما مقطعی و کوتاهمدت بوده است. آنچه که خانه داستان بلخ را بهعنوان یک نهاد ادبی-فرهنگی ارزشمند جلوه میدهد تداوم فعالیتهای آن است که بیش از یکدهه ادامه داشته است.
تقی واحدی، نویسنده، تداوم نشستهای نقد خانه داستان بلخ را در بیش از یکدهه یک دستآورد مهم میخواند و اذعان میدارد که خانه داستان بلخ بدون هیچ امکاناتی و بهطور کاملا رضاکارانه فعالیتهایش را ادامه داده است. «خانه داستان بلخ بیش از یکدهه میشود که فعالیت دارد. تداوم این نشستها یک دستآورد مهم است. انجمنهای زیادی در این مدت ایجاد شدهاند و توقف یافتهاند اما خانه داستان بلخ بدون داشتن کدام امکانات و بودجهای، به فعالیت خود ادامه داده است. تمام برنامههای آن بهصورت کاملا رضاکارانه به پیش رفته است.»
رازِ بقای سهصد نشستِ نقد
شفیق نامدار، نویسنده، نشستهای نقد داستان در خانه داستان بلخ را پراهمیت میداند و میگوید که سلسله نشستهای اختصاصی نقد داستان این خانه از جمله نشستهایی است که در سطح کشور بهصورت پیوسته تداوم یافته است. او جایگاه این نشستها را در زمینهی داستاننویسی معاصر کشور پراهمیت میخواند. «نشستهای خوانش و نقد داستان در خانه داستان بلخ از نظر من یکی از اختصاصیترین نشستهایی است که در زمینهی آفرینش و نقد داستان در سطح کشور بهصورت پیوسته برگزار شده است؛ چنانچه امروز شاهد سه صدومین نشست آن بودیم. بدون شک این نشستها در کل بالای روند داستاننویسی معاصر کشور ما تأثیر ملموس و انکارناپذیری داشته است. و بهصورت خاص برای اشتراککنندگان این نشستها تأثیر خاص و مستقیم داشته است. اشتراککنندهی این نشستها با مخاطبی مواجه میشود که هم مخاطب است و هم آفرینشگر. بدون شک ادبیات داستانی برای اشتراککنندها جدی گرفته میشود و تبادل اطلاعات و تجربهها میان اشتراککنندها باعث دلگرمی و رشد سریع استعدادها میگردد.»
آقای نامدار همچنان راز بقای مداومت و فعالیت نشستهای خانه داستان بلخ را یکی هم خود ژانر ادبی داستان میداند. همانطوری که خوانش یک رمان خوب و طولانی، به شکیبایی، حوصله و مداومت بیشتر نیاز دارد. «راز بقا و مداومت فعالیتهای خانه داستان بلخ را نخست من در ابهت خود ژانر جلیل ادبی داستان میدانم. شما ببینید خواندن یک رمان کار انسانی است که باید حوصله داشته باشد، شکیبا باشد، اراده داشته باشد و مداومت داشته باشد تا بتواند یک رمانخوان خوب باشد. همین خصلتهای ذکر شده وقتی در وجود چند آدم جمع شده باشد و همین چند آدم هم دستبدست هم دهند، بدون شک یک مجموعهی قابل اعتماد را تشکیل خواهند داد. اگر خانه داستان بلخ را نمونهی مثال و الگو قرار بدهیم؛ این سجایا در خود خانه و اعضای خانه تبلور یافته و مصداق پیدا کرده است.»
تقی واحدی، نویسنده، تبادل کتاب، معلومات و نقد و نظر اشتراککنندگان را از اهمیت خاص این نشستها میداند؛ بهویژه برای نویسندگانی که تازه شروع کردهاند تا کم و کاستی کار شان را دریابند و رفع نمایند. «این نشستها برای کسانی که اشتراک میکنند از این جهت ارزشمند است که آنان در اینجا تنها به نقد و خوانش داستان نمیپردازند، بلکه کتاب و معلومات تبادله میکنند و دیدگاههای همدیگر را میشنوند. نکتهی دیگر اینکه، داستاننویسانی که تازه شروع کردهاند یا در مسیر راه هستند، نیاز دارند بدانند که در چه جایگاهی قرار دارند و کارهایشان چه کاستیهای دارند تا در این زمینه تمرکز بیشتر داشته باشند. این نشستها پاسخی است به آسیبشناسی داستان و اقدام به رفع این نیاز.»
آقای واحدی با اشاره به اینکه روحیه نقدپذیری در جامعهی ما ضعیف است و نهادینه نشده است، میگوید که این نشستها کمک میکند تا روح و روان افراد با نقد و نقدپذیری آشتی کند. «تداوم این نشستهای نقد جدا از اینکه برای بهبود یک داستان کمک میکند، روی شخصیت، روحیه و روان افراد هم تأثیر میکند. از این طریق ما مبارزه میکنیم با دگماندیشی و انعطافناپذیری که در جامعهی ما شدیدا بوده و حالا هم است که زمینهی گفتوگو و تفاهم را تا حد زیادی بسته کرده است.»
سید محمد محمودی، شاعر و داستاننویس میگوید تمرکز و پرداختن به داستان، حضور پیشکسوتان داستاننویسی و روحیه نسبی داستاننویسی بین جوانان از مهمترین نکات برجستهی میباشد که در تداوم نشستهای نقد این خانه اهمیت داشته است. «روحیه نسبی داستاننویسی در زیر پست شهری که شاید کسی فکر نکند، تمرکز به داستان و حضور یک تعداد پیشکسوتان داستاننویسی مانند تقی واحدی، شفیق نامدار و… از مهمترین نکات برجستهی نشستهای خانه داستان بلخ است.»
سمیرا کامگار، داستاننویس، خانه داستان بلخ را به یک خانه تشبیه میکند که در آن همهی اعضای خانواده حق رأی و نظر دارند و اعضای خورد خانه در آنجا راهرفتن را میآموزند. «خانه داستان بلخ همانطور که از نامش پیدا است، مثل یک خانه است و اعضایش حکم اعضای یک خانواده را دارند. کسی که وارد این خانه میشود، آهستهآهسته راهرفتن در راه ادبیات را یاد میگیرد. در نشستها وقتی کسی از نکات منفی داستان یکی دیگر حرف میزند، برایش برنمیخورد؛ چون اعضای یک خانواده برای بهترشدن هم، به همدیگر کمک میکنند. نه تنها بزرگترها یا اعضای قدیمیتر نظر شان را میگویند، که جدیدترها و حتا اشخاصی که بهطور اتفاقی در نشستها حاضر باشند، از دید یک خواننده حق نظر دارند.»
نرگس واثق، داستاننویس، نقش خانه داستان بلخ در عرصهی داستاننویسی کشور را خوب توصیف میکند و میگوید که این خانه همواره تلاش داشته است تا ادبیات افغانستان را قوت ببخشد. «در جامعهای که به ادبیات زیاد پرداخته نشده است، خانه داستان بلخ همواره تلاش دارد تا ادبیات افغانستان را قوت ببخشد. این خانه نقش بسیار خوبی را در عرصهی داستاننویسی کشور داشته است.»
بانو واثق انگیزهی جوانان عضو خانه داستان بلخ را از مهمترین عامل تداوم نشستهای نقد این خانه میداند. و اضافه میکند که نشستهای نقد این خانه باعث میشود تا جوانان و اشتراککنندگان در عرصهی داستاننویسی راه شان را بیابند. «انگیزه و فعالیت جوانان عضو در خانه داستان بلخ باعث تداوم نشستهای نقد شده است.»
آغاز فعالیت خانه داستان بلخ
خانه داستان بلخ با هدف برگزاری نشستهای نقد داستان، خوانش و پرداختن به این ژانر ادبی در سال ۱۳۸۷ توسط گروهی از داستاننویسان در بلخ پایهگذاری شد. این خانه با آنکه دفتر و مکان مشخصی ندارد، اما توانسته است که در بیشتر از یکدهه، سلسله نشستهای نقد و خوانش داستان را برگزار نماید. همچنان سلسله جشنوارههای «اوسانه سیسانه» را برگزار کرده است که در اواخر زمستان پارسال یازدهمین دور آن برگزار شد. علاوه بر نشستهای نقد داستان و برگزاری جشنوارهی اوسانه سیسانه، مسابقات داستاننویسی و خاطرهنویسی را در سطح شهر مزار شریف، ولسوالیها، مکاتب دولتی و خصوصی و رادیوهای محلی این ولایت برگزار نموده است.
شاید از مهمترین عاملی که باعث تداوم فعالیتهای این خانه شده است، وجود فضای صمیمانه و نداشتن رییس و صاحب صلاحیت مشخص بوده است. فضا در خانه داستان بلخ طوری است که هر تازهواردی در نخستین روز اشتراک در سلسله نشستهای نقد، خودش را صاحب خانه میداند و احساس صمیمیت در او جوانه میزند.
شفیق نامدار، نویسنده، در این خصوص میگوید: «اعضای خانه داستان بلخ بدون خودبرتربینی یا خودکهتربینی یا بدون اینکه تفریق و تفوقی در میان باشد، گرد هم آمدهاند. برایتان یک مثال میآورم: چند سال پیش شهرداری مزار شریف طی یک اقدام فرهنگدوستانه خواست عدهای از فرهنگیان این دیار را قدردانی مادی و معنوی نماید؛ از جمله یک نفر از خانه داستان بلخ را نیز. وضعیت در میان اعضای خانه داستان بلخ طوری شد که هر کدام از اعضا از خود دفاع میکردند که “من شایسته نیستم” هر کدام از اعضا نمیخواستند این امتیاز را نصیب شوند؛ هر یک به دیگری میخواستند نه به خود. اتفاقا من در سفر بودم و از خود دفاع جانانه نتوانستم و در غیاب تقدیر مادی و معنوی شدم.»
تقی واحدی، نویسنده، برابری در صلاحیتها و وجود فضای صمیمی و مطمئن را راز بقا و تداوم فعالیتهای این خانه میداند. «ما در ابتدا با توجه به تجربیات تلخی از نابرابری در انجمنها که به تداوم کارشان آسیب میزد، کوشش کردیم که همگی از صلاحیتهای برابر برخوردار باشد. اگرچه که رسیدن به برابری مطلق ناممکن است اما ما کوشش کردیم همگی حس کنند که در اینجا رأیشان شمرده میشود، نظر شان شنیده میشود و احساس بیقدرتی نکنند. به نظر من همین دلایل باعث شده است که فعالیتهای خانه داستان بلخ تداوم پیدا کند.»

تجلیل از روز دانشجو
در حاشیهی سه صدومین نشست نقد خانه داستان بلخ، از شماری از راهیافتگان آزمون کانکور امسال از مناطق دورافتادهی شهر مزار شریف نیز تقدیر به عمل آمد. تقی واحدی در بخش از سخنانش یادآور شد که در این برنامه برای ارجگذاشتن به دانشجویان، بهطور نمادین به تعدادی از دختران و پسرانی که از مناطق دورافتادهی شهر مزار شریف به دانشگاههای کشور راهیافتهاند، تقدیر بهعمل آمد تا ضمن ارجگذاشتن، انگیزهای برای تداوم راه شان باشد. «بهمناسبت روز دانشجو بهطور نمادین از یک تعداد راهیافتگان کانکور به دانشگاههای کشور از مناطق دورافتادهی شهر مزار شریف تقدیر به عمل آوردیم.» آقای واحدی همچنان پیرامون روز دانشجو صحبت کرد و گفت که: «روز دانشجو برای ارجگذاشتن به دانش و دانشجو نامگذاری شده است. باید خواستهای دانشجویان شنیده شود و نیازمندیهای آنان رفع گردد.»
این در حالی است که با روی کارآمدن دوبارهی طالبان، نظام آموزشی کشور بهطور قابل ملاحظهی دچار بحران شده است. مکاتب دخترانه بهروی دختران بالاتر از صنف ششم بسته شدهاند و تعداد دانشآموزان و دانشجویان پسر نیز بهدلیل بیانگیزگی، فقر، مهاجرت و وضع روحی نامناسب، از ادامهی درس و تحصیل دست کشیدهاند.
