در سفر رییس جمهور غنی به چین، ابعاد منطقهای این سفر نسبت به ابعاد داخلی آن برجستهتر است. بعد داخلی این سفر، تنها تعهد چین به کمک 500 میلیون ین (در حدود 80 میلیون دالر) و تعدادی بورسیهی تحصیلی و امضای چند توافقنامهی همکاریهای سیاسی و اقتصادی با این کشور است؛ امری که زیاد چشمگیر نیست و این میزان تعهد کمکهای مالی یا امضای موافقتنامههای مشابه با کشورهای دور و نزدیک زیادی صورت گرفته که بازتاب چندانی نیافته است؛ اما آنچه که حاشیهها و اهمیت این سفر را در داخل و خارج از افغانستان برجسته ساخته، ابعاد منطقهای است که در این سفر مطرح شده است. در طول سیزده سال گذشته برای نخستین بار است که از آدرس افغانستان ادعاهای بلندپروازانهی منطقهای مطرح میشود. آقای غنی در سخنرانیاش در دانشگاه شینهوا گفت که «دیدگاهها در مورد افغانستان باید تغییر کنند، باید فراتر از کشور در سطح منطقه و جهان فکر کنیم و کشورهای منطقه باید دیدگاههایشان را در مورد افغانستان تغییر دهند». در حالی که در گذشته آقای کرزی در چنین نشستهایی، هیچگاه از پرداختن به مسایل داخلی افغانستان فراتر نرفت. آقای کرزی به عنوان رییس جمهور افغانستان در تمام سخنرانیهایش در مجامع بینالمللی، یا از مشکلات داخلی حکومتش نالید، یا از پاکستان انتقاد کرد، یا هم از امریکا گلایه نمود. به همین خاطر، هیچگاه از آدرس افغانستان به مسایل منطقهای فراتر از افغانستان پرداخته نشد. با اینکه افغانستان به دلیل موقعیت منطقهایاش میتوانست در معادلات منطقهای و خصوصا در تسریع و تسهیل روندهای همگرایی میان این کشورها نقش برجسته بازی کند؛ اما افغانستان نتوانست از بند مشکلات داخلیاش رها و به این موضوعات بپردازد. این سخنرانی آقای غنی، خصوصا در مورد آمادگی افغانستان به ایفای نقش منطقهایاش، توجه زیادی را در خارج از افغانستان به خود جلب کرد. این سخنرانی، تصویر کلیشهای از افغانستان که گویا فاقد نقش و مطالبات منطقهای است را تغییر داد و از آقای غنی تصویر یک رییس جمهور بلندپرواز و حکومتی با مطالبات و آرزوهای کلان منطقهای را ترسیم کرد.
بخش مهم دیگر این سفر، کنفرانس قلب آسیا است که روز گذشته با حضور رییس جهمور غنی و وزیران خارجهی کشورهای قلب آسیا و کشورها حامی این پروسه در بیجینگ تدویر یافت. سخنرانی آقای غنی در این نشست نیز متمرکز بر موضوعات عمدهی منطقهای بود. هرچند به مسایل داخلی افغانستان، از جمله روند صلح، اصلاحات در حکومت و پاسخدهی و حسابدهی به جامعهی بینالمللی نیز پرداخت؛ اما همکاریهای منطقهای در سخنرانی آقای غنی بیشتر برجسته بود.
روند استانبول که چهارسال پیش با ابتکار ترکیه از انقره پی گرفته شد، در حقیقت تلاش منطقهای برای حل امنیت افغانستان و منطقه میباشد. با اینکه موضوع محوری این روند، امنیت افغانستان تعریف شده، اما بحث امنیت منطقهای و همکاریهای کشورهای قلب آسیا برای رفع تهدیدهای امنیتی منطقه، موضوع اصلی آن میباشد. این روند تأیید کرده است که مشکل امنیت افغانستان یک مسئلهی منطقهای است که عوامل و تأثیرات آن برای منطقه مشترک اند. در حالی که پیش از این مشکل امنیتی افغانستان یک مسئلهی داخلی قلمداد میشد و افغانستان به تنهایی مأموریت مبارزه با یک تهدید جدی منطقهای را به پیش میبرد. از اینرو، این روند برای افغانستان فرصت خوبی است تا توجه منطقه را به عمق تهدیدهای منطقه و پیامدهای احتمالی این تهدید بزرگ جلب کند و نقش خود را به عنوان یک بازیگر اصلی در مقابله با تهدید جدی منطقهای، تعریف کند، نه یک دولت درمانده با یک شورش مسلحانهی داخلی. گذشته از تأثیرات و دستآوردهای عینی و عملی روند استانبول، همین که مسئلهی امنیت افغانستان تعریف واقعیاش را پیدا میکند و کشورهای منطقه به نقش افغانستان در مبارزه با یک تهدید کلان منطقهای متوجه میشوند، دستآورد بزرگی است و با توجه به بلندپروازیهای رییس جمهور غنی و درک دقیق وی از موقعیت جیوپولیتیک افغانستان و دورنمای معادلات منطقه، افغانستان بهزودی به عنوان یک بازیگر مهم منطقهای عرض اندام خواهد کرد.
