نویسنده: نیکیتا اندرویچ- کارشناس مرکز مطالعات افغانستانِ امروز (ЦИСА)
منبع: مرکز نشر تحقیق و تحلیل دیدگاههای تاریخی
مهدی زرتشت
بخش ششم
فعالیت جنبش اسلامی ازبکستان در شمال افغانستان باعث ترس و نگرانیهایی شده است، طوری که در حال حاضر این گروه با باند شورشیان افغانستان و باتکن[*] (قرغیزستان)- بانیان حوادث سال 1999- محل امنی برای خود فراهم کردهاند.(48) گفته میشود که هنوز ماهیت سیاسی و قومی جنبش اسلامی ازبکستان مورد بحث است. به عنوان مثال، یک سازمان نشراتی در سال 2011 فهرستی از 87 تن ستیزهجوی جوان کشته شده را منتشر کرد که نشان میداد، به تعداد 64 تن از آنها، افغان و تنها 20 تن دیگر، از کشورهای آسیای میانه هستند.(49) ظاهراً جنبش اسلامی ازبکستان و جنبش اسلامی ترکستان در سطوح بزرگتر، تنظیمهای مستقلی نیستند و برای استخدام آنها، یک میکانیزم از سوی طالبان وجود دارد. پس از ترور طاهر یولداشُف، رهبر جنبش اسلامی ازبکستان در سال 2009، وزنهی سیاسی این جنبش بهطور چشمگیری کاهش یافت و این جنبش در نهایت خود را با ساختار طالبان افغانستان و پاکستان، ادغام کرد.
همچنین، شبهنظامیان با ملحق شدن به جنبش اسلامی ازبکستان، فعالیت خود را در شمال افغانستان گسترش میدهند. در سال 2011 نیرویهای امنیتی، گزارشی را در مورد بازداشت شماری از این فعالان جنبش در شهرستانهای مرزی/ شمالی افغانستان ارائه کردند.(50) علاوه براین، شواهد مؤثقی در دست اند که نشان میدهند، شماری از جنگجویان طالب در شمال افغانستان، در مسلحسازی جنبش در کشورهای مستقل مشترکالمنافع، نقش عمدهای را بازی میکنند.
طبیعتاً روسیه همراه با کشورهای مستقل مشترکالمنافع، یک موضع قوی در برابر هرکدام از گروههای فعال تروریست را در مناطق مرکزی اتخاذ میکند. در سال 1990، طی یک کنفرانس مسکو علیه طالبان موضعش را در منطقه اعلام کرد که بخشی از آن، همکاری روسیه و امریکا را در عملیات ضدتروریسم، توضیح میداد.(51)
سیاست روسیه در این زمینه، رسمی و به میزان قابل ملاحظه مفید بود، طوری که تلاش صورت گرفت تا از بدتر شدن وضعیت در منطقه و تهدید در حال رشد کشورهای آسیای میانه و کشورهای مستقل مشترکالمنافع، جلوگیری شود. با توجه به گزارشهای موجود، دستهی افغانی جنبش اسلامی ازبکستان عملیات مرزی در زمان حادثهی باتکن را به عهده نگرفت. بدتر شدن اوضاع در تاجیکستان در سال 2010 در پیوند به حادثهی ناگوار رشت، به معنای تأثیر خصمانه و روند رو به منفی از مناطق افغانستان نیست.(52)
آمار آیساف، شکست پی در پی مبارزه با مخالفان مسلح در مناطق شمال افغانستان در طول تابستان و خزان سال 2011 را تأیید میکند.(53) این شکست نخست از همه، به دلیل این بود که امریکا تعداد نیروهای خود را در شمال افغانستان، کم کرد. در سالهای اخیر، تعداد گروههای مسلح و شبهنظامیان در شمال افغانستان، بهشمول تعداد جنایتکاران، از 500 به 315 نفر کاهش یافته است.(54) تعداد کل دستههای متعلق به جنبش اسلامی ازبکستان، 2000 تن تخمین زده میشود که بسیاری از آنها در پاکستان، افغانستان و مناطق مرزی میان پاکستان و افغانستان، خودشان را مخفی کردهاند.(55)
حجم وسیعی از آمارها و اطلاعات در نشریههای کنونی در ارتباط به موضوع «افزایش تهدیدهای تروریستی در تاجیکستان» از سوی افغانستان، به اعتقاد ما، ناشی از عدم درک از وضعیت منطقه است. افغانستان، تنها هممرز ازبکستان و تاجیکستان نیست. مرز افغانستان با کشور ترکمنستان 744 کیلومتر امتداد دارد و این مرز در مقایسه با مرز مشترک همراه جمهوریهای دیگر، برای حرکت و آمد و رفت، خیلی راحتتر است. بهخاطر باید داشت که در نقطهی مرزی میان ترکمنستان و ولایت هرات، در حال حاضر 55 دسته، از 1000 تا 1200 شبهنظامی، فعالیت میکنند که تعداد قابل توجهی از نیروهای جنبش اسلامی ازبکستان داخل این گروههاست. با وجود این، این گروهها در حال حاضر خطر واقعی برای ترکمنستان محسوب نمیشوند.
بنابراین، در حال حاضر وضعیت در مناطق شمالی افغانستان از نقطه نظر مسایل امنیتی برای حکومتهای آسیای مرکزی، کاملاً پایدار است. افراطگرایان در این منطقه از اردوگاههای منطقهای و آموزشی یا رسانههای زیرزمینی، نمیتوانند به گسترش تروریسم در منطقهی پساشوروی موفق شوند.
در ارتباط به موضوع نفوذ اسلام ایدیولوژیک و رادیکال از افغانستان به کشورهای آسیای میانه، هنوز نمیتوان هیچ قطعیتی صادر کرد. […] با وجود این اما در حال حاضر نمیتوانیم بگوییم که تا چه اندازه این پدیده گسترش خواهد یافت یا خطر نفوذ ایدههای افراطی از کشورهای عربی و از جمله عربستان سعودی و قطر، تا چه اندازه محتمل است.
در نتیجه، باید در نظر داشت که در دست گرفتن تصمیمها از سوی امریکا و متحدان آن (آیساف) در ارتباط به حل مشکلات امنیتی در منطقه، میتواند به تقویت نفوذ روسیه و باعث رویارویی با امریکا در ارتباط به مسایل آسیای میانه گردد.
____________
* حوادث باتکن، در 27ام سپتامبر سال 1999 در ایالت باتکن قرغیزستان اتفاق افتاد. شبهنظامیان جنبش اسلامی ازبکستان به این منطقه حمله کردند که در اثر آن، 62 نفر کشته و در حدود 500 نفر زخمی شدند. اردوی قرغیزستان سرانجام موفق شد مهاجمان را شکست دهد. در ارتباط به این مسئله، بحث و نظرهای زیادی مطرح است. بسیاری از سیاستمداران و تحلیلگران آسیای میانه و روسیه به این باور اند که این حمله بدون همکاری گروه طالبان در افغانستان، به وقوع نمیپیوست. در میانهی سالهای 1996 و 1998 فعالیت گروههای اسلامگرا در ازبکستان و قرغیزستان افزایش یافت. سختگیری حکومت ازبکستان بر این گروهها، بهویژه گروههایی که به وسیلهی طاهر یولداش و جمعه نمنگانی رهبری میشدند، موجب شد که از کشور فرار کنند و در تاجیکستان و افغانستان پناه بگیرند. این دو گروه، در تبعید متحد شدند و جنبش اسلامی ازبکستان (Исламское движение Узбекистана) را تشکیل دادند و در 1999 حملاتی را به منطقهی باتکن[27] قرقیزستان ترتیب دادند. سایهی این حادثه، به حدی سنگین بود که بعداً در تحلیلهای نویسندگان و روزنامهنگاران آسیای میانه، از آن به عنوان «بحران» یاد شد. / مهدی زرتشت
