باز هم سربازان پولیس ملی در ولسوالی وردوج ولایت بدخشان شکار دامهای خطرناک و مرموز تروریستان شدند. از چند روز بدینسو صدها تروریست مسلح با تجهیزات پیشرفته به این ولسوالی و برخی ولسوالیهای دیگر ولایت بدخشان حمله کردهاند. هم اکنون درگیری شدیدی در این مناطق میان نیروهای امنیتی و طالبان تروریست جریان دارد. تاکنون چهار سرباز پولیس ملی کشته و بیش از ده تن دیگر از سوی طالبان ربوده شدهاند. این تنها بدخشان نیست که گواه ناامنیها است، بلکه ولایتهای قندوز و بغلان نیز بهشدت ناامن شده و همه روزه شاهد یورشهای مسلحانه و حملههای انتحاری تروریستان در این ولایتها میباشیم. روز گذشته گروهی از تروریستان انتحاری بر ساختمان دادستانی ابتدایی قندوز یورش بردند که در نتیجهی آن، شش دادستان کشته و شماری دیگر نیز مجروح گردیدند. ناامنیها در شمال کشور در چند روز اخیر به گونهی بیسابقه و نگران کنندهای افزایش یافته است.
ولسوالی وردوج ولایت بدخشان به باتلاق مرگبار و کمینگاه مرموز و خطرناک تروریستان تبدیل شده است. تنها در سال جاری این سومین بار است که سربازان اردو و پولیس ملی به شکل مرموز و پرسشبرانگیزی به دامهای کشندهی تروریستان میافتند. در بهار سال جاری در همین ولسوالی 27 سرباز اردوی ملی در یک واقعهی مبهم و شبههانگیزی که هنوز هم روشن نشده، از سوی طالبان دستگیر و اندکی پس از آن هجده تن آنها تیرباران شدند و بقیه با پادرمیانی مردم محل از چنگ طالبان زنده رها شدند. بار دیگر در ماه سنبلهی سال جاری در یک شبیخون طالبان تروریست بر یک پاسگاه پولیس در همین ولسوالی، این نیروها مرموزانه غافلگیر شدند و هجده سرباز پولیس به شکل فجیعی کشته شدند. دولت تا کنون در مورد هیچیک از این دو رویداد مرموز و شبههانگیز توضیحی نداده است. پس از فرونشستن غوغای فاجعه در یکی دو روز نخست، دیگر نه هیچ مسئولی در مورد دلایل و عوامل این دو فاجعه چیزی گفتند و نه هم هیچ رسانهای به سراغ این دو رویداد مرموز و مرگبار و درد دل سربازانی رفتند که پس از رهایی از اسارت طالبان، قصهها و چشمدیدهای تلخ از ماجرا داشتند. در سال جاری این سومین بار است که سربازان امنیتی به شکل گروهی به گونهی مرموز توسط طالبان تروریست ربوده میشوند. اکنون هیچکسی از سرنوشت سربازان ربوده شده چیزی نمیداند. تنها چیزی که روشن است، این است که طالبان تروریست دشمنان قسمخورده و تشنه به خون نیروهای امنیتی هستند.
البته این مسلم است که طالبان تروریست در این ولسوالی و دیگر ولسوالیهای بدخشان بهزودی توسط نیروهای امنیتی سرکوب میشوند و آنها هرگز توان سقوط دادن کامل این ولسوالی را ندارند؛ اما یورشهای غافلگیرانه و تداوم جنگ و دهشت در این منطقه برای نیروهای امنیتی، دولت و مردم سخت و هزینهبردار است. شناسایی دامهای مرگبار و شگردهای خطرناک طالبان در برابر نیروهای امنیتی در این ولسوالی، مهمتر از هر چیز دیگری است. این دامها تاکنون ضربات مهلکی بر نیروهای امنیتی وارد کرده و مدام در حال تکرار است.
حملههای مرگبار و مرموزانهی طالبان بر نیروهای امنیتی در این ولسوالی نشان از پیچیدگیها و بازیهای پنهانی در پشت ناامنیهای این منطقه دارد. در گذشته روایتهای مختلفی از عوامل ناامنیهای بدخشان شنیده شدهاند. در زمان حکومت آقای کرزی شماری از نمایندههای بدخشان در شورای ملی، حلقههایی را در داخل دولت متهم به ناامن سازی بدخشان کرده بودند. عدهی دیگری میگفتند که دستهای استخبارات منطقه در عقب ناامنسازیهای این منطقه وجود دارد؛ ولی هیچیک از این اتهامها به گونهی رسمی تأیید نشد.
بدون شک، قضیهی بدخشان یک موضوع جدی است و باید حکومت در مورد آن اقدام عاجل نماید. هریک از زمزمهها و گمانههای فوق در خصوص ناامنسازی عمدی این مناطق، نیازمند بررسی دقیق و جدی است. باید این گمانهها جدی گرفته شوند و رد پای طالبان، دهشتافگنان و کانالهای حمایتی و ارتباطی آنها بازشناسی و ریشهیابی شوند.
