من عاشق این دولت جدیدم. تحول دارد، تداوم دارد، اصلاحات دارد، همگرایی دارد، همهچیز دارد. حتا عناصری از تخصص و تعهد آن حزب شیرین دیگر را هم دارد. اما چیزی که در این دولت مرا میترساند، مبارزهی بیامانش با فساد است. همین دیروز مأمور دولت آمده بود و از من میخواست که بهخاطر نشاندن افغانستان در صدر فهرست شفافیت بینالمللی، داراییهای خود را لیست کنم. من مثل حامد کرزی هستم و چیزی ندارم.
داراییهای من از این قرار اند:
– یک جوره کفش سیاه بزرگ نوکپهن به مساحت نیم متر، که برای کشتن جولاگک جان جان است.
– 1600 فریند فیسبوکی. قیمتشان نوسان دارد و با لایک و بدون لایک فرق میکند.
– شش صد هزار رشته موی سفید در شفیقهها و پشت کله. قیمت: این رشته را به نقد جوانی خریدهام و فکر میکنم چرخ فلک مرا بازی داده.
– 550 گرام مغز افغانی. جدید جدید. فقط برای یافتن شیرینی از آن استفاده شده.
– یک پشک زرد. من شغال را خیلی دوست دارم. اما از آنجا که نگه داشتن شغال در خانه از نظر قانونی ممنوع است، رفتم و یک پشک زرد آوردم، چون شنیده بودم که «پشک زرد برادر شغال است». بعدها یکی از ادبیاتشناسان گفت که من آن ضربالمثل را درست نشنیدهام. درستش این است که سگ زرد برادر شغال است.
– یک جلد دیوان غزلیات حجهالله مکرری. ایشان آن را برای ویرایش به من فرستاده و گفته که فقط بعد از رحلت او منتشرش کنم. یک دو بیتی نمونهاش را اینجا میگذارم:
خداوندا خداوند جهانی
خداییاش که خیلی ناجوانی
چرا هر شب که بنده میخورم چای
مرا هفتاد دفعه میدوانی؟
