منبع: سایت رسمی مرکز «توسع هی آسیایی »
مهدی زرتشت
بخش دوم
چه چشماندازی را میتوانید از آیندهی دولت وحدت ملی در افغانستان ارائه دهید؟
ما خیلی میخواهیم که دولت وحدت ملی، یک دولت باثبات و موفق باشد- دولتی که بتواند کار کند و همینطور، برنامههای دقیق برای سالهای پیشرو داشته باشد.
همانطور که تا حال گفتهام، توانایی برای انجام کار و برنامههای دولت بهصورت مؤثر، بستگی به تیم عبدالله عبدالله نیز دارد. نباید از نظر انداخت که احمدزی به عنوان یکی از چهرههای طرفدار امریکا، به قدرت رسید و در حال حاضر نیز به این حمایت متکی است. فکر میکنم که در یک معنا، این مسئله را میتوان با چرخش رویکرد نخبگان، توجیه کرد: امریکاییها به این عقیدهاند که لازم است برای آزادی افغانستان از چنگ مجاهدین و همینطور طالبان، افراد آموزشدیده و تکنوکراتهایی که در غرب تحصیل کردهاند را به قدرت برسانند. اما در اینجا، این سوال پیش میآید که آیا جامعهی افغانستان برای چنین تغییری، آماده است؟ که من فکر میکنم، جامعهی افغانستان کاملاً آماده نیست.
به همین دلیل است که موفقیت دولت وحدت ملی، بستگی به این خواهد داشت که اشرف غنی و تیم عبدالله عبدالله، زبان مشترک پیدا کنند. هنگامی که در کشور راهحلهای مختلف سیاسی و مدیریتی روی دست گرفته شوند: از طریق اصلاحات، تخصیص منابع و غیره که البته لازم است این تصمیمها و راهحلها، همهپذیر و مشمول همهی جناحها باشد. لازم است که در راه اصلاحات و انجام برنامهها، خواست همهی مردم افغانستان در نظر گرفته شود و نه گروه یا چند سیاستمدار. بهخصوص اینکه لازم است برتری منطقهای از نظرها دور انداخته شود و تصمیمگیریهای دولت در سطح ملی، در جهت تأمین منافع مردم باشد و مناطقی از افغانستان که در طول سالها از برخی امتیازات و کمکهای دولت محروم بودهاند، این بار جداً در نظر گرفته شوند.
دومین مسئلهی مهم، مسئلهی ادامهی کمکهای اقتصادی برای افغانستان از سوی جامعهی بینالمللی به هدف احیای اقتصاد کشور و اهداف نظامی است. این به فرایند تشکیلات ارتش ملی حکومت بستگی خواهد داشت. در پایان سال جاری، نیروهای ناتو خاک افغانستان را ترک میکنند که از آن پس، مسئولیت تأمین امنیت و حفاظت از مرزهای افغانستان، به نیروهای این کشور واگذار خواهد شد. پس از پایان سال جاری، فقط بخشی از نیروهای امریکایی و ناتو (حدود 12 هزار و پنجصد سرباز) در افغانستان باقی خواهند ماند. در اینجا، پرسش مهم این است که ارتش افغانستان تا چه اندازه آماده است این مسئولیت سنگین را به عهده بگیرد؟
در نهایت، در یک چشمانداز میبینیم که نیاز اصلی، اصلاحات سیاسی در افغانستان است. فورمول توزیع و تقسیم قدرت بین رییس جمهور و رییس اجرایی دولت وحدت ملی نهایتاً برای اصلاح قانون اساسی از طریق لویه جرگه بایستی راهحلی را پیدا کند. مهمتر از همه، کسانی که قادر اند در روند سیاسی تأثیرگذار باشند- بهویژه غرب و همچنین روسیه- در صورت اتخاذ یک موضع فعال در منطقه، وحدت و یگانگی دولت جدید را مد نظر گیرند. افغانستان به یک برنامهی توسعهی ملی نیازمند است؛ چون در هر صورت، بازگشت به گذشته، منطقهگرایی و انحصار، غیرممکن است. همینطور مسئلهی جدایی افغانستان که نیومحافظهکاران امریکایی در فکر خود میپرورانند، باید از ذهن دور انداخته شود. جمهوری تاجیکستان و فدراسیون روسیه میخواهند که افغانستان یک کشور متحد و منسجم باشد.
توافقنامهی امنیتی میان امریکا و افغانستان دفعتاً پس از ادای سوگند ریاست جمهوری امضا شد. دورنمای این همکاریها چگونه خواهد بود؟
اشرف غنی و عبدالله عبدالله- هردو- با طرفداری از امضای این قرارداد، آن را یک نیاز حیاتی برای افغانستان و امریکاییها میدانند. سال 2014 به پایان خود نزدیک است؛ در حالی که سرنوشت نیروهای امریکایی تا هنوز بلاتکلیف مانده بود. علاوتاً، دو کاندیدای دور دوم انتخابات ریاست جمهوری امسال، وعده داده بودند که در صورت پیروزی، بدون تأخیر این قرارداد را امضا میکنند. زیرا که امضای این قرارداد، تنها دلیل ادامهی کمکهای مالی و نظامی امریکاست. قرارداد امنیتی امضا شده، حضور نظامی امریکا- هرچند در مقیاس کوچک- در افغانستان را مبنای حقوقی میدهد و برای افغانستان امضای این سند، ضمانت برای حفظ حداقل امنیت و ادامهی کمکها از سوی امریکاست.
با این حال، رهبری افغانستان با گام گذاشتن در این راه، روشن کرده است که امریکاییها بیشتر از این، در خاک افغانستان میزبان نخواهند بود. قرارداد، توسط مشاور رییس جمهور امضا شد و نه خود رییس جمهور و این کار، خیلی زودتر از آنچه امریکا انتظار داشت، اتفاق افتاد. عملی ساختن این توافقنامه، بستگی دارد به اینکه دولت وحدت ملی چگونه کار میکند و اینکه آیا این توافقنامه منافع هردو رهبر دولت- اشرف غنی و عبدالله عبدالله- تأمین میکند.
ادامه دارد…
