فیلسوف و تهیدستیهایش
اغلب کسانی که درگیر تفکر و اندیشیدن هستند، به خصوص در جهان سوم، روز و روزگار چندان خوبی ندارند. اقتصاد بخور و نمیر، بیخانمانی و بیسرپناهی، فقر و تهیدستی، همواره همچون سایه، آنها و زندگی شان را تعقیب میکند و خوار و ذلیل شان میسازد. عمدهترین علت بدبختی فلاسفه، بیتوجهی آنها به «امور زمینی» و علاقهمندی شدید آنها به مسایل آسمانی میباشد. فلاسفه از بس به امور آسمانی نگریستهاند، فراموش کردهاند که حیوان زمینی هستند. آن داستانی که میگوید، تالس ملطی در حالی که به آسمان مینگریست به چاه افتاد و دو دختر خدمتکاری که از آنجا میگذشتند بر حال وی خندیدند و خندیدند، در حقیقت به همین بیتوجهی فلاسفه به امور زمینی اشاره میکند. این داستان، زندگی فلاسفه را، قرین استهزاء، فقر و تنگدستی تعریف مینماید.
