دشمن اشتباهی – 60

جواد زاولستانی
جواد زاولستانی
جواد زاولستانی دانشجوی سال آخر ادبیات در دانشگاه کابل است و از سال 1390 بدینسو با سازمانهای مختلف در بخش ترجمه کار کرده است. در کنار...

امریکا در افغانستان 2001 – 2014

نویسنده: کارلوتا گال

برگردان: جواد زاولستانی

بخش شصتم

7

بازگشت طالبان

جنرال آیکن‌بیری پدر ارتش ملی افغانستان بود. او گفت در اول، زمانی که به افغانستان رسید، شک داشت که بتوان از میان پراگندگی‌ها و شگاف‌های که در سال 2002 موجود بود،  یک ارتش چندین قومی و ملی ساخت، اما او به زودی به یکی از حمایت‌کنندگان جدی این طرح تبدیل شد. او باور داشت که یک ارتش ملی پاسخی‌ست برای سال‌ها رنج و کشمکش مردم افغانستان.

این کار خیلی پر زحمت بود. نخستین کندک (گردان) ارتش افغانستان در سال 2003 در بیرون از کابل به وظیفه گماشته شد.[1] یک سال بعد، 2500 سرباز ارتش افغانستان در سراسر کشور به وظیفه فرستاده شدند.[2] تا سال 2006، 14000 سرباز رزمی آموزش داده شده بودند، اما این تعداد برای کشوری به وسعت افغانستان خیلی اندک بود. در سوی دیگر اما، بدون درنظرداشت ضرورت به کارمندان ملکی آموزش دیده برای ولایت‌ها، تمرکز بر ساختن ارتش ملی باعث شد که ایالات متحده ضرورت به نیروی پولیس در ولایت‌ها را کاملا از یاد ببرد. اداره‌ی بوش از روند پرهزینه و زمان‌گیر ملت‌سازی بیزار بود و متحدان خود در ناتو را متقاعد کرد که در بخش‌های مختلف بازسازی افغانستان سهم بگیرند. بریتانیا مسئولیت مبارزه با مواد مخدر را به عهده گرفت، جرمنی ساختن پولیس افغانستان را و ایتالیا ساختن نظام عدلی آن را. خود ایالات متحده مسئولیت ساختن ارتش را به دوش گرفت.

جرمن‌ها چهل آموزگار پولیس؛ به آکادمی پولیس افغانستان فرستادند تا یک دوره‌ی سه ساله افسری پولیس را برای آموزش 300 افسر پولیس افغانستان راه‌اندازی کند. در سه سال اول بعد از 2001، سالانه به همین تعداد افسر پولیس آموزش داده می‌شدند. ایالات متحده تا سال 2004 در آموزش دادن پولیس افغانستان سهم نگرفت، تا این‌که اداره‌ی رییس جمهور بوش به خلای امنیتی در سطح ولایت‌ها پی برد و برنامه‌ی 1.1 بلیون دالری آموزش ساحوی پولیس را آغاز کرد. مدیریت نخستین برنامه را وزارت خارجه ایالات متحده و اجرای آن را شرکت امریکایی Dyn Corp International به عهده داشت. این شرکت سی تن مشاور پولیس را از ایالات متحده به افغانستان آورد تا هر دو مشاور، در ولایت‌ها دوره‌های آموزشی دو تا چهار هفته‌ای را به راه بیندازند. این اقدامات ناکافی بود و به نظر می‌رسید که پولیس افغانستان خوب پیش‌رفت نمی‌کند. در سال 2005، وزارت دفاع ایالات متحده که از سال 2004 بدین‌سو مصروف آموزش دادن پولیس عراق بود، مسئولیت برنامه را به عهده گرفت و با استخدام صدها آموزگار پولیس، برنامه را گسترش داد. تأخیرهای دیوان‌سالارانه (بوروکراتیک) و سیاسی، در این راستا مصیبت‌بار بود.[3]

در ماه می 2006، طالبان حمله‌های شان را در امتداد دره‌ی رودخانه‌ی ارغنداب از سر گرفتند. ارغنداب در جنوب غرب شهر قندهار قرار دارد. ولسوالی‌های پنجوایی و ژیری[4] در سال‌های اشغال شوروی، برای مجاهدین میدان مطلوب برای جنگ بود و اکنون برای طالبان نیز تبدیل به میدان مطلوب جنگ شده بود. این ناحیه سرسبز و دارای باغ‌های فراوان میوه است و به خاطر داشتن 28 نوع انگور و انارهای آبدارش مشهور است. در ارغنداب، تاک‌های انگور در توده‌های انبارشده‌ی خاک با ارتفاع سه فت ( 36 انچ) کاشته  و توسط نهرها و کاریزها، آب‌یاری می‌شود که برای جنگ‌جویانِ جنگ‌های چریکی، سنگرهای مطلوبی فراهم می‌کند. تاکستان‌های انگور‌ توسط دیوارهای با ارتفاع 12 فت احاطه شده است و برای انگورهای در حال خشک شدن، انبارهای گِلیِ بلند ساخته می‌شود. این انبارها دارای سوراخ‌های کوچک‌اند تا از آن‌ها هوا داخل و بیرون شود. این سوراخ‌ها، شبیه شکاف‌های برج‌های سده‌های میانه برای پرتاب تیر خدنگ اند و هم‌چنان این منفدها دورنمای خوبی برای دیدبانی به طرف بیرون فراهم می‌کند.

دره‌ی رودخانه‌ی ارغنداب در مسیر نفوذ از صحرای ریگستان قرار دارد که به پاکستان وصل می‌شود. شورشیان از طریق این دره برای رسیدن به پنجوایی و ژیری و نزدیک شدن برای حمله به قندهار استفاده می‌کردند. این راهی‌ست که تمام کشورگشایان از زمان سکندر کبیر که این شهر را در 330 پیش از میلاد بنا نهاد، برای تسخیر منطقه استفاده می‌کرده‌اند. از همین روستاهای  پنجوایی و ژیری بود که طالبان نخستین حمله‌های شان را برای تسخیر قندهار در سال 1994 سازمان‌دهی کرده بودند. آنان بار دیگر تصمیم داشتند که کنترول این شهر را به دست بگیرند.

یک گروه بزرگ شورشیان در میان تاکستان‌های انگور در حاشیه‌ی روستای زنگاباد مستقر شده بودند و بر سر راه گزمه‌ی پولیس کمین زدند و آتش یک جنگ یک هفته‌ای را شعله‌ور ساختند. جنگ‌جویان طالبان از هر جهت هجوم آوردند تا در جنگ علیه پولیس و نیروهای تازه مأمور شده‌ی کانادایی سهم بگیرند و سپس با چابکی تمام در میان تاکستان‌های انگور پراگنده شدند. با شدت گرفتن جنگ، بخشی از نیروی طالبان به روستای تَلوکان عقب‌نشینی و بعضی خانه‌ها را اشغال کردند. سربازان کانادایی خواستار حمله‌ی هوایی شدند. بمب‌اندازان امریکایی چند خانه را بمباران کردند و جنگ‌جویان طالبان را به قتل رساندند، اما 35 فرد غیرنظامی نیز کشته شدند.[5]  این دومین مورد بمباران بر این ساحه در دو ماه اخیر بود و برای باشندگان آنجا تکان‌دهنده بود. صدها تن از روستاییان از خانه‌های‌شان فرار کردند و راه شهر را در پیش گرفتند. این رویداد، آغاز جنگ مصیبت‌بار هشت ساله در دو ولسوالی را رقم زد که باعث خالی‌شدن اکثر قریه‌ها از باشندگان آن و تبدیل شدن تاکستان‌های انگور به توده‌های خاک گردید.

ادامه دارد…


[1] کارلتا گال، «در یک گوشه‌ی دورافتاده، تشکیل ارتش افغانستان از خیال به واقعیت تبدیل می‌شود،» نیوریارک تایمز، 25 جنوری 2003.  لینگ گزارش:

http://www.nytimes .com/2003/01/25/world/threatsresponses-rebuilding-afghanistan-remote-corner-afghan-army-evolves.html.

[2]مصاحبه با جنرال دیوید بارنو،‌ فرمانده نیروهای امریکایی در افغانستان،‌ کابل، 19 اپریل 2004.

[3]سپاس از همکارم دیوید راد به خاطر کارش درباره‌ی ناکامی آموزش پولیس؛ این گزارش را نگاه کنید:

James Glanzand David Rohde, “Panel Faults U.S.-Trained Afghan Police,” New York Times, December 4, 2006,

http://www.nytimes.com/2006/12/04/world/asia/04police.html.

[4]ولسوالی ژیری بعد از سال 2001 با یکجا کردن بخشی از ولسوالی‌های میوند و پنجوایی به شکل یک ولسوالی جدید عرض اندا کرد.

[5]گزارش‌های نخست حکایت از کشته شدن 16 تن فرد ملکی داشتند، اما یک هیئت مشترک دولت افغانستان و آیساف دریافتند که 35 فرد ملکی کشته شده بودند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه