دشمن اشتباهی – 54

جواد زاولستانی
جواد زاولستانی
جواد زاولستانی دانشجوی سال آخر ادبیات در دانشگاه کابل است و از سال 1390 بدینسو با سازمانهای مختلف در بخش ترجمه کار کرده است. در کنار...

امریکا در افغانستان 2001 – 2014

نویسنده: کارلوتا گال

برگردان: جواد زاولستانی

بخش پنجاه و چهارم

7

بازگشت طالبان

فرمانده گرشک حاجی ولی نام داشت. او یک جنگ‌جوی قد بلند، ‌با سینه‌ی ستبر، ریش خاکی و دستار ابریشمی بود. بازوان او آن‌قدر قوی بود که حمل کلاشینکوف برای او مانند بازیچه بود. نگهبانان او کلاه گل‌دوزی شده با شیشه که در هلمند و قندهار معمول است،‌ بر سر می‌گذاشتند. من نخستین بار او را در ماه جنوری 2002 که مجاهدین مسلح، موتر جیپ ما را در یک سرک خلوت در هلمند ایستاد کردند، دیدم. آنان اصرار داشتند که یک گروه مسلح شان ما را بدرقه می‌کنند و می‌گفتند که ما در خدمت هستیم. این کار آنان مانند یک فریب و نیرنگ به نظر می‌رسید. ما در وسط سرک ایستاده و در حال جدل و بحث بودیم که یک کاروان بزرگ موترهای  SUV  نزدیک شد و من دست تکان دادم. میر ولی با کلاشینکفی در دست، ظاهر شد. او به آرامی به حرف‌های شان گوش داد و با گفتن چند واژه‌ی کوتاه، مجاهدین را سر کار شان فرستاد. محافظان خود او ما را بدرقه کردند. وقتی ما از آن‌جا حرکت کردیم، آنان گفتند او را معرفی کردند: یکی از رهبران حزب اسلامی، بزرگ‌ترین گروه مجاهدین، که اکنون به حیث فرمانده  قول اردو در هلمند تعیین شده و قدرت‌مندترین فرد در جنوب غرب افغانستان است.

مانند خیلی از مجاهدین، میر ولی آغاز ساده داشت. در آغاز حمله‌ی شوروی در سال1979، او بیست و پنج سال آموزگار یک مکتب بود. میر ولی با 35 تن از آموزگاران و شاگردان دهکده‌اش یک گروه دفاعی تشکیل داد. با پیوستن دیگران به جمع آنان، گروه شان بزرگ شد که بعضی از آنان آموزش جنگ‌های چریکی داشتند و حمله‌های شان را علیه نیروهای شوری آغاز کردند. به تدریج، آنان در امتداد دریای هلمند نفوذ یافتند و راه تدارکاتی شان با پاکستان وصل شد و به جبهه‌هایی دست یافتند که از آن می‌توانستند بر سر راه کاروان‌های نظامیان شوروی در سرک حلقوی اصلی، کمین بزنند. تا سال‌های آغازین دهه‌ی 1990، میر ولی فرمانده بیشتر از یک‌هزار نفر شده بود و با کنار زدن رقیبانش، بر نصف هلمند کنترول داشت. طرفداران او را شاگردان، مهندسان و آموزگارانی مانند خودش و دهقان‌های بی‌سواد، ‌چوپانان و کارگران تشکیل می‌دادند. آنان جنگ‌جویان زیرک و جسور بودند که با محیط و جغرافیا آشنایی خوب داشتند و میر ولی آنان را با مشت آهنین اداره می‌کرد. او و افرادش،‌ سهم شان را در جنگ و نزاع در دهه‌ی 1990 برای به دست آوردن برتری بر دیگر گروه‌های محلی به انجام رسانیده بودند. در زمان طالبان میر ولی مجبور به ترک صحنه شده بود. اما هفت سال بعد، با سرنگون شدن طالبان، او و جنگجویانش برگشتند. در سراسر افغانستان مردم نیروهای امریکایی را متهم می‌کردند که جنگ‌سالاران و شبه‌نظامیان غیرقانونی را پس به صحنه آورده‌اند. جنگ‌سالاران و افراد مسلح غیرقانونی در دهه‌ی 1990 زندگی آنان را به باد داده بودند. اما در روستاها، مردمان زیادی پیوند طولانی‌ای با مجاهدین داشتند و به زودی،‌ چهره‌های قبیله‌ای و بزرگان روستاها به قرارگاه میر ولی در گرشک، برای احوال‌پرسی، ‌درخواست کار یا کمک و گرفتن معلومات هجوم آوردند. او کسی بود که همه می‌شناختند. او در ولسوالی‌اش به چهره‌ی حکومت جدید تبدیل شد.

در چند سال بعد از 2001، میر ولی به حیث فرمانده قول اردو در ولایت هلمند بود و کنترول 1200 تن به شمول 225 افسر از تمام ولایت هلمند را به عهده داشت. تعداد زیاد آنان رفیقان هم‌سنگر سابقش و یا پسران و نزدیکان جوان‌تر آنان از روستاها بودند. او گفت که کار او نظارت از اوضاع است تا طالبان نتوانند به تجدید قوا و تشکیلات شان بپردازند. اما والی هلمند، شیر محمد آخوندزاده،‌ و رییسان نهادهای امنیتی ولایت، میر ولی را به دیده‌ی رقیب قدرت شان می‌نگریستند.

در سال 2004، فرمانده قول اردو و افرادش نخستین کسانی بودند تحت یک برنامه‌ی ملل متحد خلع سلاح شدند. ملل متحد و ایتلاف به رهبری ایالات متحده،‌ برای فروکاستن قدرت فرماندهان شبه‌نظامیان و برای جلوگیری از تکرار خشونت‌های گروهی دهه 1990 میلادی، علاقه‌مند تطبیق یک برنامه‌ی سراسری خلع سلاح بودند. در کابل حس و دریافت قوی‌ای وجود داشت که بالآخره، بعد از بیست و پنج سال جنگ، اکنون صلح دست‌یافتنی‌ست و با حضور نیروهای حافظ صلح ملل متحد، دست‌کم در پایتخت،‌ جنگ‌سالاران و افراد مسلح‌ آنان باید خلع سلاح شوند و از بی‌ثبات ساختن حکومت نوپا جلوگیری گردد. سلاح‌های بزرگ مجاهدین و تانک‌های کهنه‌ی شوروی، غنیمت جنگی دوران اشغال، در قرارگاه‌های دولتی پنهان شده بودند. از میان پراگندگی‌ها و خراش‌ها، یک ارتش ملی نسج گرفته بود. مشاور امنیت ملی رییس جمهور به میر ولی گفته بود که یا به پولیس شاهراه‌ بپیوندد یا خود را برای مجلس نمایندگان، نامزد کند. او نامزدی برای مجلس نمایندگان را انتخاب کرد، برنامه‌ی خلع سلاح را پذیرفت، اسلحه‌اش را تسلیم کرد و به تکاپوی یافتن کار برای افرادش افتاد و برای خودش،‌ فقط چهار محافظ نگهداشت. در ماه اپریل 2005،‌ میر ولی یکی از هشت تن فرماندهان پیشین مجاهدین بودند که به جاپان سفر کردند. دولت جاپان یکی از تمویل‌کنندگان اصلی برنامه‌ی خلع سلاح بود و در این سفر، دست‌آوردهای جاپان در عرصه‌ی بازسازی پس از جنگ، به شمول بنای یادبود صلح در ناگاساکی و کارخانه‌ی تویوتا که در  افغانستان خیلی مشهور بود، به آنان نشان داده شدند. این فرماندهان مجاهدین سال‌های سال با موترهای تویوتا باهم جنگیده بودند.

اما پس از برگشت میر ولی به افغانستان، نیروهای ایالات متحده برای جستجوی سلاح‌های غیرقانونی، دوبار به خانه‌ی میر ولی هجوم بردند. ظاهرا این تلاشی‌ها،‌ به خواست رقیب او، والی هلمند انجام شده بود. با این تلاشی‌ها میر ولی تحقیر شده بود. افراد او متوجه شدند که او دیگر قدرتی برای حمایت از آن‌ها و فراهم کردن کار برای آنان ندارد و از او فاصله گرفتند. مردم فهمیدند که امریکایی‌ها طرفدار والی، شیر محمد آخوندزاده،‌ هستند. تعدادی از افراد میر ولی به پولیس تازه تشکیل شده‌ی شاهراه‌ها که وظیفه‌ی تأمین امنیت سرک حلقه‌ای اصلی را داشتند، پیوستند. اما به دلیل انتقادها به خاطر اخاذی از مسافران،‌ این پولیس به زودی منحل شد.

ادامه دارد…

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه