«انت عمری»؛ وقتی «هرم چهارم» و «موسیقار نسل‌ها» به هم رسیدند

Photo: Enta Omri Album (1964)
علی سجاد مولایی
علی سجاد مولایی
علی‌سجاد مولایی در ۱۳۹۸ دوره کارشناسی خود را در رشته علوم سیاسی - روابط بین‌الملل در دانشگاه کاتب به پایان رسانده است. اکنون دانشجوی ماستری روابط...

در این اواخر بیشتر درگیر شنیدن و مقایسه کردن نسخه‌های بازخوانی‌شده‌ی ترانه‌ی «انت عمری»، اثر ماندگار موسیقی عرب که ساخته‌ی محمد عبدالوهاب و به صدای ام کلثوم است، بودم. این ترانه‌ی ماندگار توسط هنرمندان زیاد در دنیای موسیقی عرب بازخوانی شده؛ از می فاروق گرفته تا اصاله نصری، شیرین عبدالوهاب، ماجد المهندس و دیگران. بازخوانی ترانه‌های ام کلثوم ظرافت و ظرفیت بسیار می‌طلبد، به این معنا که اگر اجرا و بازخوانی عالی نباشد، احتمالا مبدل به یک نقطه سیاه در کارنامه‌ی آوازخوان شود. به عبارت دیگر، بازخوانی ترانه‌های ام کلثوم یک شمشیر دولبه است. در میان سایران، می فاروق، هنرمند مصری را میراث‌دار و پرچم‌دار سبک و سیاق ام کلثوم می‌دانند. می فاروق وفادار به اصل مانده و با پیروی از تکنیک‌های کلاسیک و انضباطی مثال‌زدنی، این ترانه و چند ترانه‌ی دیگر ام کلثوم را اجرا و بازخوانی کرده است. اما برخلاف می فاروق، اصاله نصری تلاش نمی‌کند که ام کلثوم باشد، او خودش است و با صدای سرکش و تحریرات دیوانه‌کننده‌اش روح تازه‌ای به شعر «احمدشفیق کامل» می‌بخشد. به‌ویژه زمانی‌ که اصاله «نوت‌های بلند» را اجرا می‌کند، لرزه بر اندام هر شنونده‌ای می‌اندازد. با نوشتن این مقدمه می‌خواستم از اهمیت و ارزش این ترانه بگویم و در ضمن باب ورود به داستان‌های پشت پرده‌ی این ترانه‌ی زیبا و ماندگار را باز نمایم.

پایان یک رقابت نانوشته

«انت عمری» یا «تو زندگی منی»، پایان یک رقابت چهل‌ساله در موسیقی جهان عرب است. برای سالیان طولانی، شنوندگان موسیقی در مصر و در یک تصویر بزرگ‌تر در جهان عرب به دو بخش تقسیم شده بودند: کلاسیک‌پسندها و نوگراها. کلاسیک‌ها جریان طرفدار موسیقی سنتی و ام کلثوم بودند و نوگراها طرفدار موسیقی و آلات و ابزار مدرن بودند که نماینده‌ی این جریان، ترانه‌سرا و ترانه‌ساز مشهور مصری، محمد عبدالوهاب بود. این دو برای حدود چهاردهه با همدیگر رقابت کردند و در ضمن رقابت، احترام شدید به همدیگر داشتند. ولی تفاوت سبک باعث می‌شد که هر دو نتوانند با همدیگر کار کنند. اما، اگر پیگیری و وساطت رییس‌جمهور فقید مصر، جمال عبدالناصر نبود، شاید هرگز این همکاری شکل نمی‌گرفت. ناصر با پادرمیانی، مسبب و زمینه‌ساز این همکاری تاریخی شد. تا جایی‌ که دیدار و اتحاد این دو اسطوره به «لقاء السحاب/ دیدار ابرها» معروف شد و آغازگر یک دوره‌ی طلایی در موسیقی جهان عرب شد. این همکاری زمینه‌ی خلق چندین شاهکار مهم موسیقی عرب، از جمله «انت عمری»، «فکرونی»، «اغدا القاک» و چندین ترانه‌ی دیگر را فراهم کرد.

به عبارت دیگر، «انت عمری» اوج تلاقی موسیقی مدرن و کلاسیک در جهان عرب است؛ جایی‌ که صدایی میخ‌کوب‌کننده‌ی «بانو» با نبوغ موسیقیایی محمد عبدالوهاب یک‌جا می‌شود. ملودی یا نغمه‌ی آغازین این ترانه یک شاهکار تمام‌عیار برای خودش است. محمد عبدالوهاب با جسارت تمام، ساز گیتار الکتریک را وارد ارکستر کلاسیک عربی می‌کند که در آن زمان خود یک ریسک بزرگ محسوب می‌شد و بی‌جا نیست که بگوییم عمر خورشید، نوازنده‌ی گیتار الکتریک نیز خوش درخشید. این مقدمه‌ی طولانی و جادویی، پیش از آن‌که صدای «بانو» سالن را تسخیر کند، مستمع را در خلسه‌ای از مدرنیته و اصالت رها می‌کند. این ملودی جاویدانه در دستگاه «بیات» آغاز می‌شود و با چنان ظرافتی میان «مقام»های مختلف سفر می‌کند که گویی تمام تاریخ موسیقی شرق در همین ۱۰ دقیقه‌ی نخست نهفته است.

اما فراتر از پیوند گیتار و ویولن، آنچه «انت عمری» را به قله‌ای دست‌نیافتنی بدل می‌کند، تجلی مفهوم «سلطنه» در حنجره‌ی بانو است. سلطنه در موسیقی عرب، تنها یک تکنیک آوازی نیست؛ بلکه وضعیتی است که در آن خواننده از کالبد فیزیکی خود رها شده و بر تخت پادشاهی نغمات تکیه می‌زند تا روح مستمع را به تسخیر درآورد. ام کلثوم در این اثر، با تکرارهای نبوغ‌آمیز و بداهه‌خوانی‌های بی‌پایان، هر جمله را بارها صیقل می‌دهد و با هر تکرار، معنای تازه‌ای از «عشق» و «زمان» را می‌آفریند. این‌جا است که او نه صرفا به‌عنوان یک خواننده، بلکه در مقام یک کیمیاگر، سکوت و صدا را به خلسه‌ای جمعی بدل می‌کند؛ حالتی که در آن مرز میان صحنه و تماشاگر فرو می‌ریزد و همگان در گرداب جادویی صدای او به وحدت شهودی می‌رسند.

در این ترانه، ام کلثوم اندکی از صلابت همیشگی صدایش می‌کاهد و با راهنمایی محمد عبدالوهاب، جنبه‌های نرم‌تر و احساسی‌تر صدایش را به نمایش می‌گذارد که این موضوع به زیبایی هرچه بیشتر این ترانه می‌افزاید. به عبارت دیگر، اسب سرکش «هرم چهارم» با نبوغ موسیقایی محمد عبدالوهاب رام می‌شود.

حالا که پای جمال عبدالناصر را وسط کشیده‌ایم، خالی از لطف نخواهد بود که داستان ممنوع‌الصدا شدن بانو را نیز ذکر نمایم. بعد از پیروزی انقلاب مصر و روی‌کارآمدن جمال عبدالناصر، انقلابیون تندرو ام کلثوم را ممنوع‌الصدا کردند. هرچند این ممنوع‌الصدا شدن دیر طول نکشید و شخص ناصر با ذکاوت سیاسی و اجتماعی بی‌نظیری این مشکل را برطرف کرد. زمانی‌ که او از ممنوع‌الصدا شدن بانو خبر‌دار شد، به رییس رادیو مصر که آن زمان شخصی به اسم مصطفی کامل بود، تماس گرفت و پرسید: «چرا ام کلثوم دیگر شب‌های پنج‌شنبه نشر نمی‌شود؟» در جواب ناصر گفته بودند که او از بقایای ملک فاروق و دوران پادشاهی است و باید حذف می‌شد. ناصر در جواب گفته بود: «اگر این‌گونه است، باید موزه‌ها و اهرام سه‌گانه‌ی مصر را نیز ویران کنید که میراث پادشاهی است.»

«چشمانت مرا به روزهای گذشته بازمی‌گرداند»

شعر «انت عمری» با یک اعتراف تکان‌دهنده آغاز می‌شود؛ اعتراف به این‌که زندگی پیش از معشوق، عمری تلف‌شده بوده است. احمدشفیق کامل با ظرافت بی‌نظیر، عشق را نه یک حادثه، بلکه یک «تولد دوباره» ترسیم می‌کند.

«رجعونی عنیک لأیامی اللی راحوا؛ ترجمه:

چشمانت مرا به روزهای گذشته بازمی‌گرداند»

«علمونی أندم على الماضی وجراحه؛ ترجمه:

به من می‌آموزند که از گذشته و زخم‌هایش پشیمان باشم»

«اللی شفته قبل ما تشوفک عنیه؛ ترجمه:

که من آن‌ها را پیش از این‌که چشمانم تو را ببینند تجربه کرده بودم»

«عمر ضایع یحسبوه إزای علیّ؛ ترجمه:

این زندگی از دست‌رفته برای من چیست»

«انت عمری اللی ابتدی بنورک صباحه؛ ترجمه:

تو زندگی منی که صبح را با نور تو آغاز کردم»

در این ابیات، ام کلثوم واژه‌ی «ضایع/ تباه‌شده» را با چنان حسرتی ادا می‌کند که شنونده سنگینی سال‌های از دست‌رفته را درک می‌کند، اما بلافاصله با رسیدن به ترجیع‌بند «انت عمری»، لحن او از حسرت به «فتح و پیروزی» تغییر می‌یابد. این شعر بیان‌گر فلسفه‌ی «حیات در لحظه» است؛ این‌که زمان حقیقی انسان نه از لحظه‌ی تولد، بلکه از لحظه‌ای «دچار شدن» آغاز می‌شود.

توقف زمان در پنج‌شنبه‌شب‌ها

رأس ساعت ۱۰ پنج‌شنبه‌شب اول هر ماه، کنسرت بانو از رادیو پخش می‌شد و زمان از صحرا در مراکش تا خلیج فارس متوقف می‌شد. آنانی که رادیو داشتند، در خانه پای رادیو می‌ماندند و آنانی که رادیو نداشتند، به کافه‌ها می‌رفتند تا از شنیدن صدای ستاره‌ی شرق باز نمانند. مشهور است که در پنج‌شنبه‌شب اول هر ماه، ترافیک به حداقل می‌رسید و همه ساکن در جای می‌ماندند تا کنسرت بانو پایان بیابد.

«خانه‌خراب‌مان کردی بانو»

در میان ویدیوهای سیاه‌وسفید که از کنسرت‌های ام کلثوم باقی مانده است، گاهی مرد مسن منظم و خوش‌لباسی را می‌بینیم که با هر تحریر بانو از خود بی‌خود می‌شود و دست‌هایش را تکان می‌دهد. گاهی از سر شور و شعف زیاد نهیب می‌زند: «یا ست/ ای بانو»، «تانی یا ست، الله یخلیکی!/ دوباره بخوان بانو، خداوند حفظت کند.» اسم این پیرمرد شوریده سعید الطحان بود و همیشه در ردیف اول می‌نشست. او در طول ۳۰ سال هیچ کنسرت ام کلثوم را از دست نداد و همیشه در صف اول دلباختگان صدای بانو حضور داشت، تا جایی‌ که او به بخشی از کنسرت‌های ام کلثوم مبدل شده بود. در سکانس تاریخی دیگر، او در جریان ترانه‌ی «انت عمری» فریاد می‌زند: «عظمة علی عظمة یا ست!/ عظمت بر تو باد ای بانو!» و در جریان یک کنسرت دیگر او عبارت عامیانه‌ی مصر را در وصف ام کلثوم به کار می‌برد و می‌گوید: «یخرب بیتک … یا ست/ خانه‌خراب‌مان کردی بانو با این صدا». سعید الطحان تنها شیفته‌ی ام کلثوم و صدایش نبود، او در حقیقت ترانه‌های ام کلثوم را زندگی می‌کرد. محمدحسین شهریار، شاعر ایرانی، یک بیت بسیار مشهور دارد که شباهت زیادی به وضعیت سعید الطحان دارد:

«شرط هواداری ما شوریدگی و شیدایی‌ست/گر یار ما خواهی شدن، شوریده و شیدا بیا».

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه