گزارشگر: ایماژ پارسیساز
نیما خاموش، کودک پنجسالهی مهاجر اهل افغانستان در ایران، دو روز پیش از سوی «افراد ناشناس» از دم در خانهاش در حومهی شهر مشهد ربوده شد و پس از حدود ۱۵ ساعت مفقودی، در حالی که بیهوش بود و آثار لتوکوب در بدنش پیدا بود، از مخروبهای یافت شد. نیما اکنون در بخش مراقبتهای ویژه شفاخانهای در شهر مشهد بستر است و بهگفتهی داکتران، خونریزی مغزی دارد و حالش وخیم است.
مفقودی نیما
حوالی ساعت ۴:۰۰ پسازچاشت روز دوشنبه (۱۴ ثور) نیما خاموش، کودک پنجسالهی مهاجر اهل افغانستان از خانهاش که در حومهی شهر مشهد ایران است، بیرون میشود تا با همسنوسالانش بازی کند. حدود پنج دقیقه بعد، مادر نیما دنبال او در کوچه بیرون میشود اما نیما را نمیبیند. مادر با سراسیمگی پایین و بالای کوچه را مینگرد، اما از نیما اثری نمیبیند. مادر به پدر نیما زنگ میزند و او را مطلع میکند و میگوید زود به خانه بیاید و دنبال نیما بگردد.
پدر و مادر نیما، به همراه همسایگان ایرانیشان، به پالیدن محل و پیدا کردن نیما میپردازند؛ اما جستوجو بیاثر میماند و هیچ نشانهای از نیما یافت نمیشود.
حسین خاموش، پدر نیما بعد از دو ساعت از مفقودیاش، به خط ۱۱۰، شمارهای ارتباطی پولیس، زنگ میزند و پولیس را در جریان میگذارد. همچنان به کلانتری محل میرود و شکایت ثبت میکند. او در گفتوگو با روزنامه اطلاعات روز میگوید که کمی بعد دو موتر از نیروهای بسیج به محل آمدند و همراه با آنان به پیدا کردن نیما پرداختند.
بهگفتهی حسین خاموش، آن شب تا صبح او و همسرش، همراه دو موتر از نیروهای بسیج و حدود ۵۰ تا ۶۰ نفر از همسایگان ایرانی و آشنایانشان دنبال نیما در کوچهپسکوچههای محل زندگیشان گشتند؛ «حدود ۵۰ تا ۶۰ نفر از آشنایان و همسایگان و همچنان دو موتر از نیروهای بسیج تمام شب را دنبال نیما گشتیم. من خودم به همراه یکی از موترهای بسیج تا صبح کوچهپسکوچههای محل را گشتم، اما اثری از پسرم نیافتم.»
حدود ساعت ۷:۰۰ صبح، تلفون پدر نیما زنگ میخورد. پشت خط، یکی از آشنایان ایرانیاش است. به او میگوید که پسرش را یافته است. آنان با سراسیمگی به سمت محلی که آدرس گرفتهاند، میروند؛ مخروبهای در حدود دو کیلومتری از خانهیشان.
پدر نیما میگوید: «وقتی در محل رسیدیم، یک مخروبه بود. پسر خردسالم بیهوش افتاده بود. بدنش کبود شده بود و آثار لتوکوب دیده میشد. فکر میکردیم نیما را از دست دادهایم. او را فورا در موتر بالا کردیم و سمت شفاخانه بردیم.»
نیما اکنون در بخش مراقبتهای ویژه شفاخانهای در شهر مشهد بستر است. داکتران گفتهاند که او بهدلیل ضربوشتم و افتادگی، دچار خونریزی مغزی شده است. آثار لتوکوب و کبودی در تمام بدن نیما پیدا است؛ اما از ناحیه سر آسیب جدی دیده است و یک چشمش کاملا کبود شده است. پدر نیما میگوید: «ضربهای محکم به سرش خورده است. خونریزی مغزی دارد. یک چشمش هم کاملا سیاه شده است. نمیدانم چشمش را از دست میدهد یا نه.»
چرا نیما ربوده و لتوکوب شد؟
پدر نیما، حسین خاموش، شاعر و روزنامهنگار است. او در افغانستان با شماری از رسانههای محلی در ولایتهای غور، بلخ و کابل همکاری داشته است. آقای خاموش در گفتوگو با اطلاعات روز میگوید که بهدلیل پیشینهای کاریاش، چندین بار در افغانستان تهدید شده است. به همین دلیل، پس از رویکارآمدن طالبان راه مهاجرت را در پیش گرفت و اکنون ساکن مشهد ایران است.
«وقتی با رسانههای محلی، بهویژه در غور همکاری داشتم، چند مورد پیش آمد که بهدلیل بعضی گزارشهایم تهدید شدم. با رویکارآمدن طالبان، مجبور شدم وطن را ترک کنم و به ایران بیایم. در ایران نیز، بهدلیل بعضی پستهای فیسبوکیام تماس و پیام دریافت کردم و تهدید شدم؛ نهتنها خودم که خانوادهام را نیز تهدید میکردند.»
آقای خاموش در گفتوگو با اطلاعات روز، انگیزهای ربودن و لتوکوب پسر خردسالش را مرتبط به همین تهدیدها میداند و میافزاید که غیر این موارد، دیگر با هیچکسی مشکلی ندارد. او گفت:
«من با هیچکسی مشکل ندارم. ارتباط ما با همسایگان ایرانیمان هم خیلی خوب است. فکر میکنم به همان تهدیدها مرتبط است. دو-سه روز پیش از این رویداد، من عکسی از خود، همسر و پسرم نیما را در فیسبوک گذاشته بودم. فکر میکنم نیما را از روی آن عکس شناختهاند.»

فقدان امنیت مهاجران در ایران
شماری از مهاجران افغانستان در ایران، بهویژه آنانی که پس از تسلط مجدد طالبان در کشور مهاجر شدهاند، در حالی قربانی رویدادهای امنیتی میشوند که خانوادههایشان بهدلیل ترس از حکومت گروه طالبان کشور را ترک کردهاند تا در مکان امنی پناه بگیرند. مکان امنی که اکنون خیلی امن نیست و هرازگاهی مهاجران افغانستان در آن یا ترور میشوند و یا ربوده و لتوکوب.
نیما نیز یکی از قربانیانی است که در سن کودکی، بهدلیل آنچه که نزدیکانش پیشینهای شغلی پدرش بیان میکنند، آسیب جدی دیده است. در حالی که او یک کودک پنجسالهای بیش نیست.
بااینحال، چنین رویدادهایی در میان مهاجران افغانستان در مشهد کمسابقه نیست. حدود چهار سال پیش، دو تا از پسران خردسال محمدظاهر وحدت، والی پیشین سرپل در شهر مشهد نیز ربوده شدند. اگرچه آنان پس از پیگیریهای پولیس، از چنگ آدمربایان آزاد شدند، اما این رویداد جامعهی مهاجران، بهویژه خانوادههای مقامهای پیشین را تکان داد.
همچنین سال قبل در رویداد جنایی دیگر، معروف غلامی، یکی از فرماندهان نظامی در دولت پیشین و از نزدیکان محمداسماعیلخان، فرمانده جهادی، در خیابان مفتح شهر مشهد با شلیک گلوله ترور و به قتل رسید. این رویدادها نشان میدهد که مهاجران در مجموع و مقامهای حکومت پیشین و مخالفان طالبان بهطور خاص، در ایران مورد تهدید هستند و امنیت ندارند.
بااینحال، حسین خاموش، پدر نیما خاموش، خواستار پیگیری این رویداد از سوی نهادهای امنیتی ایران است.
